تاريخ انتشار

مردادماه 1382

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت

يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

رهنمون حشمت الله دولتشاهي

كتاب ديناميسم آفرينش

اعمال اتم در اين جهان

فضا پر از اتم است

در ديگر مقالات گفته شد كه قسمتي از همة اجسام عالم تقريباً از اتم تشكيل شده است. در هوا نيز مقدار معيني اتم وجود دارد. در فضاي متعادل به مقدار كافي اتم يافت مي شود. اين مقدار به همان اندازه است كه براي زندگي انسان و موجودات زمين و اعمالي كه در نزديكي زمين انجام مي گردد لازم است.

هرگاه مقدار اتم كم يا بيش از حد معمولي گردد به علت عدم تعادلي كه به وجود مي آورد محيط زمين قابل زندگي نخواهد بود (مثل محيطي كه از انفجارات شديد به وجود مي آيد  و قابل تنفس نيست.)

به هم خوردن اعتدال  

اطاقي را مثال زنيم در بسته كه در آن مقدار معين معتدلي اتم وجود دارد. سپس فرض كنيم به وسايلي مقدار اتمهاي داخل اطاق را بيشتر از حد نصاب نماييم. عدة اتم زيادي كه وارد اطاق كرده ايم به علت فشاري كه به اتمهاي داخل اطاق وارد مي آورند صف به هم پيوسته و منظم آنها را شكافته در اثر اختلاط شورش و غوغايي به وجود آورده و نظم داخلي را به هم مي زنند. آنگاه اتمهاي مثبت و منفي يا مذكر و مؤنث به واسطة اين اختلال به همديگر تماس پيدا مي كنند و به علت تماس آنها نيروي عظيم برق متصاعد و منجر به تخريب اطاق مي گردد.  

به طور مثال دو سيم برق را تصور كنيد كه هرگاه مثبت و منفي آنها به طور عادي به يكديگر متصل باشد نيروي معتدلي از آن به وجود مي آيد مانند روشن كردن چراغ يا گرم كردن سيمهاي بخاري. حال اگر همين سيمها را از يكديگر جدا كرده و باتكان دادن آنها را به هم تماس دهيم. خواهيم ديد كه جرقه هايي برقي بين آن به وجود مي آيد كه همانا در اثر نزديكي قواي مثبت و منفي (مذكر و مؤنث) آنها است. چنانچه مقدار اين الكتريسيته خيلي زياد باشد مسلم است كه جرقه هاي حاصله به ميزان خيلي شديد به وجود مي آيد. از آن جا كه نيروي برق حاصلة‌ اتمي بسيار قوي است تماس مزبور باعث تخريب مي گردد.

بمب اتمي نيز در اثر به هم خوردن نظم و تعادل قواي مثبت و منفي اتمها يعني كم و زياد شدن اجزاء اتم منفجر مي شود. قدرتي كه اخيراً بشر بر حسب سرنوشت بر آن دست يافته و آن را انفجار هسته يا اتم مي نامند از همين قاعده سرچشمه مي گيرد و اختلالي هم كه در اثرانفجار بمب اتمي درهوا پديد مي آيد كه آن را در اصطلاح علمي راديواكتيويته مي نامند به علت همين تراكم و انقباضي است كه در بالا گفته شد.

اما علت واقعي انفجار اتمها آن است كه اتم بر طبق قاعدة وحدت نمي خواهد اتصال و پيوستگي خود را به هم زده و از ياران خود جدا گردد و هنگامي كه آن را به زور جدا سازند چنين غوغاي عظيمي برپا مي كند كه منظور از آن اتصال مجدد به ياران است. در واقع كسي هم قادر به اين نيست كه اتم را زياد از يكديگر دور سازد بلكه مانند دو شيئي است كه به وسيله كش يا فنر به شدت از هم دور مي شوند و بعداً متصل خواهند شد. با اين تفاوت كه در وضع جديد تحولي در آنها حاصل مي شود. عشق هم به هر صورت باشد همين است.

هواي متراكم يا كمپرس

هواي متراكم كه صاحب نيروي شگرفي است و اين همه در صنايع از آن استفاده مي كنند همين است. هوايي را كه مخصوص فضاي معيني است به وسيلة ارسال هواي بيشتر فشرده و متراكم مي سازند، به هم مي فشارند، فضا را تنگ مي كنند در نتيجه هواي مزبور كه از تراكم اتمها حاصل شده قوت و نيرو مي يابد و داراي فشار و قدرت مي شود. اين فشار و قدرت همانا قدرت روحي و الكتريكي اتمهاست.

اين همان هوايي است كه در پيستون اتومبيل فشرده شده و با يك جرقه الكتريكي مشتعل گرديده پيستون را با  فشار عقب مي زند. در موتورهاي ديزلي قديم شمع كه موجد جرقه است وجود نداشت و همان حرارت فوق العاده ناشي از تراكم هوا كه به 1200 درجه فارنهايت مي رسد باعث مشتعل نمودن سوختي است كه به شكل مه لطيفي به بالاي پيستون وارد شده و پيستون را بشدت عقب مي زند.(1200 درجه فارنهايت  معادل است با 650 درجه سانتيگراد).

اين همان نيروئي است كه در تفنگهاي بادي متراكم شده گلوله را پرتاب مي سازد. همان قدرتي است كه در كمپرسورهاي توليد باد جمع شده ادوات بزرگ صنعتي را به كار انداخته كوهها را سوراخ مي كند و سنگها را مي تركاند، چكشها و پرسهاي سنگين را فرود مي آورد. همان قوه اي است كه در اغلب اسلحه جنگي به كار مي برند.

خلاصه قسمتي از نيروي هواي متراكم همان نيروي اتم است و براي امتحان مي توانيد چوپ پنبه اي به در تلمبه اي گذاريد و تلمبه را به كار اندازيد تا ببينيد چوپ با چه  قدرتي پرتاب مي شود.

تراكم و اختلال اتم در طبيعت

مثالي كه در بالا راجع به تراكم و اختلال اتمها در اطاق گفته شد در مقابل عمل طبيعت بسيار كوچك و ناچيز است چرا كه در پيشگاه فضاي بزرگ اين قبيل آثار محلي چندان ارزشي ندارد. اكنون مي گويم كه عمل تراكم هوا به صورت بزرگ در طبيعت انجام مي شود و اين كار را ابرها به عمل مي آورند: وقتي هوا صاف و سالم است و ابر در آسمان نيست اتم به نسبت معين و معتدلي در فضا پخش است و اعمال غير عادي از قبيل رعد و برق وجود ندارد مگر در بعضي موارد خاص كه خارج از بحث فعلي است. هرگاه ابر باشد ولي رقيق و سبك باشد چون قدرت و نيرويي براي فشردن و محاصره و راندن اتمها ندارد رعد وبرق ديده نمي شود و اگر به وجود آيد قابل ملاحظه نيست و در بعضي موارد آن را صاعقه مي نامند.

ابر غليظ

هرگاه در هوا ابر غليظ به وجود آيد در صورتي كه يك قطعه باشد چندان تأثيري درفشردن اتمهاي فضا ندارد زيرا فشاري كه وارد مي آورد ناچيز است و اتمها را به فضاهاي آزاد مي راند. اما اگر ابر غليظ و ضخيم از اطراف برخيزد و به هم جمع شود مقداري از اتمهاي فضا را در ميان خود محبوس مي سازد. حال در اين موقع كه ابر هست اگر هوا گرم شود و شدت گرما زياد گردد و سطح ابر پايين باشد فشار هوا از زير و فشار گرما از بالا و قوة الكتريكي مثبت و منفي اتمها و اغتشاشي كه در صفوف آنها پيدا مي شود و تماسي كه بين اتمهاي مثبت و منفي يا مذكر و مؤنث به وجود مي آمد همة اين ها داخل هم شده دست به هم داده و جريان الكتريسيته صادر مي شود كه همان برق است و هوا را مي شكافد و صداهاي بزرگ مي كندكه همان رعد است (البته هوا هم در ايجاد صدا دخالت دارد.)

رعد و صاعقه

براي توضيح مطلب مي گويم كه رعد با صاعقه اين تفاوت را دارد كه درمورد رعد ابرهاي غليظ و ضخيمي از هر طرف هوا را محاصره مي كند و چون فضا محدود است وقتي منفجر مي شود صداي مهيبي از آن خارج مي گردد. اما در مورد صاعقه ابرهاي سبك وجود دارد و فضاي زيادي هم در اختيار اتمها است. به اين لحاظ انفجار آنها در فضاي محدودي نيست كه صداي مهيب از آن خارج شود.

براي مثال مي گويم هرگاه دو مثقال باروت را در فضاي كوچك ومحدود لوله تفنگ منفجرسازند صداي مهيبي از آن خارج مي شود كه مربوط به كوچكي فضا و كمي جا است. و اگر هزار برابر همان مقدار باروت در فضاي آزاد منفجر گردد چنين صدايي از آن خارج نمي شود. يا اگر انبار باروتي منفجر شودچون در فضاي محدودي منفجر شده صداي  مهيب مي كند اما اگر در فضاي آزاد بسوزد به آن اندازه از آن صدا خارج نمي شود.

اين نكته را هم ناگفته نگذارم كه صدا مربوط به شكافته شدن هوا و پاره شدن فضا است نه خود اتمها زيرا اگر صدا مربوط به اتم بود چرا قبل از انفجار بيرون نيامد. آزمايش خيلي سادة‌ آن اين است كه تركه اي را در هوا به سرعت حركت دهيد، صدايي از آن شنيده مي شود كه مربوط به شكافتن هواست. نوع صدا همين است منتها با شدت خيلي بيشتر.

اين دو نكته را هم در نظر داشته باشيم: ابرها اغلب طبقه طبقه روي هم قرار دارند. ابرهاي غليظي كه توليد رعد و برق مي كنند بيشتر در طبقات پائين و از آنها كه نزديكتر به سطح زمين است رعد و برق به وجود مي آيد. نكته دوم اين است كه رعد و برق در موقع گرمي هوا توليد مي شود. در بهار و پاييز كه هوا نسبتاً گرمتر است بيشتر و در زمستان كمتر است مگر اين كه هوا در زمستان گرم باشد.

خلاصه و توضيح مطلب

براي اين كه مطلب بهتر مفهوم شود و ابهامي باقي نماند خلاصة مطالبي را كه در بالا گفتيم ذيلا بيان مي كنم:

1 ـ در فضا به طور معتدل اتم موجود است. مثلاً در يك متر مكعب بايد يك ميليارد اتم باشد. اگر مثلا دو ميليارد جمع شود طبعاً جا و فضاي حياتي ندارند و سعي مي كنند فشار بياورند و بشكافند خصوصاً اين كه بين مثبت و منفي يا نر و مادة آنها جدايي افتاده باشد.

2 ـ اگر ابرهايي در هوا پيدا شود نه ابرهاي عادي بلكه ابرهاي غليظ و سنگين اتمهاي فوق العاده و اضافه بر ميزان عادي وارد فضا مي شوند. اما اگر قطعه ابري تنها باشد چون اتمها جا براي عبور پيدا مي كند اثري نخواهد داشت.

3 ـ اگر ابر غليظ و شديد و قوي و زياد باشد و از اطراف بيايد و دور و بر ابر قطعه اولي را بگيرد ياچندين ابر دور يكديگر را بگيرند و با هم تصادم كنند در اثر فشار اين ها مقداري اتم گير مي افتد و بين مثبت و منفي آنها جدايي پيدا مي شود. دراين حال ابرها به مقداري از اتمهاي فضا كه در بين آنها درگير شده اند فشار وارد مي آورند و تعادل اتمهاي مثبت و منفي فضا و نظم آنها به هم مي خورد. زير و زبر آنها ابر است و راه فرار ندارند اين است كه هوا و ابر را مي شكافند و رعد و برق صادر مي شود و نيروي الكتريسيته توليد مي گردد. مثبت و منفي هم كه از هم جدا شده اند در اين عمل تأثير فوق العاده مي كنند. وقتي به هم رسيدند الكتريستيه از آنها بر مي خيزد و اين قوة از آنها متصاعد مي شود. داراي قوة الكتريسيته مي شود كه ابر را مي شكافد، به اصطلاح آتش مي گيرد و قوه از آن بر مي خيزد.

4 ـ وقتي كه هوا سرد است ابرهاي در فضا (روي كرة‌زمين) آن طور متراكم نمي شوند كه  اتمها را به هم بفشرد و به همين جهت صداي رعد وبرق هم نيست و اگر هم باشد بسيار كم خواهد بود. ولي موقعي كه هوا قدري گرم است بخارات متصاعده از زمين به ابرها مي پيوندد و ديواره را ضخيم مي كند و اتمها نمي توانند فرار كنند، به يكديگر فشار مي آورند و در نتيجه منفجر مي شوند و صدای رعد و برق توليد مي شود.

چندان مهم نيست

صداي رعد و نيروي برق فضائي كه در نظر بشر آن قدر مهم است براي طبيعت امر كوچك و غير قابل توجهي است. زيرا وقتي خود زمين را يك گوي كوچكي درفضا بدانيم فعل و انفعالاتي كه از آن به وجود مي آيد داراي اهميت نيست. ليكن چون بشر موجود كوچك ناچيزي است اين عمل طبيعي در نظرش بزرگ جلوه مي كند و گاه باعث ترس او مي شود.

انواع اتم

سه جنس اتم

اتم سه نوع يا جنس است: مذكر، مؤنث، طفيلي. بايد دانست كه اصل حقيقت غير از اين و تقسيم بندي مذكور براي فهم چگونگي مطلب است. بعدها كه افكار آماده تر گرديد حقيقت و واقعيت آن به تفضيل گفته خواهد شد. پس از توجه و ترقي افكار بعدها دانستنيهاي عاليتري راجع به اتم و رعد و برق و زلزله و آتشفشان (كه همگي به اختصار در اين مقالات بيان شده) به طور مفصل بيان خواهد گرديد.

عشق در اتم

نيروي عشق در همة اتمهاي عالم موجود است اعم از مذكر، مؤنث و طفيلي (انگل). همگي از اين نيرو برخوردارند. مي توانيم اين طور تعبير كنيم كه اين ها با يكديگر عشقبازي مي كنند، اتم مذكر به دنبال اتم مؤنث و اتم مؤنث دنبال اتم مذكر مي رود و اتمهاي طفيلي نيز بدنبال اين ها در تكاپو هستند. اين ها همه با علاقه و با عشقي بزرگ و خارج از حد توصيف يكديگر را دنبال نموده و در تعقيب هم مي افتند. دسته دسته هستند كه هر دسته با دسته خود عشقبازي مي كنند و جمعاً تشكيلات منظمي دارند.

براي تمثيل و فهم مطلب مي توان آنها را به گروه عظيم پرندگان مانند سار يا كلاغ يا غاز وحشي كه هزاران هزار از افراد آنها با سرعت در دنبال هم پرواز مي كنند تشبيه نمود يا به پشه هاي تابستاني كه روي مردابها ميليونها از آنها در اطراف هم هستند مثال زد و البته اين تشبيهات نارسا است زيرا هم تعداد اتمهاي مزبور خيلي بيشتر و خارج از شمار است و هم عشق و علاقة‌ آنها بسي فزونتر و هم سرعت سير و گردش و قدرت آنها خيلي بيشتر است.

نفخ و گاز زمين

حال كه نيروي عشق اتم و اعمال آنها در تعقيب يكديگر دانسته شد مي خواهم از علت توليد زلزله و آتشفشان بگويم. چون اين امور بستگي به همين مطلب دارد.

اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها (سورة زلزله آيه 1 و 2) هنگامي كه زمين به سخت ترين زلزلة خود به لرزه در آيد و بارهاي سنگين اسرار درون خويش را از دل خاك بيرون افكند. (توجه خوانندگان را به اين نكته جلب مي كند كه كلمة اثقال جمع ثقل و به معني سنگيني است و به طوري كه دانشمندان جديد كشف كرده اند وزن مخصوص مواد درون زمين چندين برابر بيشتر از مواد روي زمين است.)

هرگاه به طور ساده بخواهيم بدانيم، زلزله براي كرة زمين حكم دل درد براي بشر دارد كه پس از رفع گاز و نفخ معده درد از بين مي رود. زمين هم تقريباً و به طور تشبيه چنين حالتي پيدا مي كند و در اثر پديد آمدن بخاراتي در داخل آن حال گاز و دل درد پيدا مي كند، صداهايي از آن بيرون مي آيد، تكانهايي مي خورد تا وقتي كه اين گاز و سنگيني رفع گردد.

 بديهي است كه اين نفخ كه بشر آن را زلزله و آتشفشان مي نامد در برابر زمين بسيار كوچك  و ناچيز است و صداها و آثار آن چندان ارزشي ندارد اما در مقابل بشر كه موجود كوچكي از ساكنان اين زمين است بسيار مهم و ترسناك بلكه موجبات زيان و نابودي است.

بخارات داخل زمين

اينك علت توليد زلزله را بيان مي كنم: زلزله تقريباً حال رعد را دارد كه سبب پيدايش آن قبلاً بيان شد. در اثر بارندگيهاي زياد و نفوذ آب به درون زمين و حول و تحويلهايي كه صورت مي گيرد در داخل و مركز زمين مثل فضاي خارج بخاراتي به وجود مي آيد. اين بخارات در اثر وجود آب و حرارت مركزي زمين و عوامل ديگري پيدا مي شود.. با اين كه بخارات داخل زمين و بخارات خارج هر دو از اتم تشكيل شده اند ليكن اتمهايشان با يكديگر تفاوت دارد و نوع ديگري است.

 

ترجمه از مجله اونيورسيتاس Universitas ناشره از طرف مركز علمي آلمان در اشتوتگارت شماره 4 سال 1961 مقالة‌: مبدأ زلزله چيست بقلم دكتر لئوپولدكلتر(وينDr. Leopold Kletter رئيس مؤسسه مركزي هواشناسي و ديناميكهاي زمين صفحات 406 تا 410 زلزله چيست:

اصل علت زلزله در اثر ضعيف بودن قسمتي از پوسته و داخل زمين است. پوسته زمين عبارت است از يك طبقه فوقاني گرافيت كه در زير آن طبقه نازكتري از بازالت قرار دارد. عمق آنها به ترتيب بين 10 و 33  كيلومتر است. در پائين بازالت طبقة باريسفر قرار دارد كه مي توان آنها را به سه طبقه تقسيم نمود: پوسته يا طبقة بيروني، طبقه مياني و طبقة‌ قرمز و مذاب يا ماگما ـ پوسته زمين تا حدود 1200 كيلومتر ضخامت دارد در حالي كه قطر ماگما در حدود 2900 كيلومتر حدس زده مي شود.

زلزله وقتي اتفاق مي افتد كه فشار داخل زمين به طور ناگهاني آزاد مي شود. مثلاً يكي از نمايان ترين علل آن جهش هاي آتشفشان است. انفجارات گازي داخل ماگما يا در داخل خود آتشفشاني زياد است و هر چه دورتر مي شود كمتر مي گردد. اما آمار نشان مي دهد كه تعداد زلزله هاي آتشفشاني خيلي كم است و در حدود 7 درصد كل حوادث زلزله مي باشد و هيچ يك از زلزله هاي سختي كه اخيراً اتفاق افتاده و حتي هيچ يك از زلزله هاي متوسط اصل آتشفشاني ندارند.

تقريباً 3 درصد از زلزله ها در اثر اين است كه به علت نفوذ آب در زمينهاي گچي يا نمكي قسمتي از آن شسته مي شود به طوري كه ديگر وزن بالاي آن را نمي تواند تحمل كند و مي ريزد و دراين مورد زلزله هاي ضعيف و خيلي بندرت زلزله هاي با شدت متوسط ايجاد مي نمايد. ايجاد انفجار داخل معدن و سقوط سنگهاي آسماني مثل سنگ ساقطه در 30 ژون 1908 در سيبري ايجاد زلزله هايي مي كنند.

اختلالات آتشفشاني و ريختن داخل جمعاً 10 درصد زلزله ها را تشكيل مي دهد. بقيه 90 درصد زلزله هايي كه داراي شدت متوسط هستند و زلزله هاي جهاني تكتونيك مي باشند. اين زلزله ها كه شدتشان ممكن است هزار برابر زلزله هاي آتشفشاني باشد وقتي اتفاق مي افتد كه پوستة زمين تحت فشار فوق العاده يا كشش يا قواي فشاري و انفجاري مهم قرار گيرد. وقتي چنين چيزي اتفاق افتد پوستة زمين در آن قسمت تجزيه شده و به صورت تعادل ديگري در مي آيد.

قوايي كه موجب زلزله هاي تكتونيك مي گردد معمولاً در عمق زياد عمل مي كند. هنگامي كه اين قواي داخلي يك حالت فشار ايجاد مي نمايد وقوع يك زلزله حتمي مي گردد يعني لازم است اين حالت فشار با يك تخليه شديد از بين برود. هرگاه اتفاقي براي تسريع اين امر پيش نيايد زلزله اتفاق نمي افتد مگر قواي داخلي مزبور از قدرت استقامت پوستة زميني كه آن را احاطه كرده بيشتر باشد. معذلك اغلب اتفاق مي افتد كه برخي اتفاقات خارجي مانند انفجار آتشفشان در فاصلة دور اين حدوث را تسريع نمايد. برخي عوامل ديگر مي تواند وقوع زلزله تكتونيك را تسريع كند مانند حوادث جوي مثل حركت توده هاي وسيع هوا، بارانهاي سنگين، امواج خيلـي بلند و تغييرات مهم در فشار هوا.

زلزله هاي تكتونيك تنها در برخي نواحي اتفاق مي افتد كه وضع معرفت الارض پوستة زمين زمينه تجمع قواي شديد و زيرزميني را اجازه دهد. يعني مثلاً در جايي كه صخره هاي پوسته زمين به قدر كافي قوي باشد كه بتواند قواي در حال افزايش زير خود را با وجود فشاري كه ناچار به تدريج دارد تحمل و تجمع نمايد. وقتي وضع چنين باشد قواي داخلي كه به خارج فشار مي آورد مدت طولاني آزاد نمي شود ولي احتمالاً پوستة زمين تسليم شده و در نتيجه يك زلزله تكتونيك اتفاق مي افتد.

اين عملي است كه معمولاً در اقيانوس آرام كه مركز اين همه زلزله هاي تكتونيك بوده اتفاق مي افتد. با يك استثناي مهم تمام اختلالات شديد زلزله در منطقه اي كه دور اقيانوس كمر بند زده اتفاق مي افتد. استثناي يگانه آن زلزله كانسو است كه در 16 دسامبر 1920 در چين اتفاق افتاد كه شدت آن استثنايي و معدل 6/8 بود. زلزله 22 مه 1960 شيلي به شدت 7/8 قوي ترين زلزله ثبت شده جهاني به شمار مي رود.

تفاوت بين اين دو زلزلة ‌بسيار شديد اين است كه برخلاف زلزلة شيلي مركز زلزله كانسوي چين در زير يك ناحيه بسيار پر جمعيت بود و در نتيجه خرابي عظيمي اتفاق افتاد كه تا 500 كيلومتري مركز زلزله ادامه يافت و تعداد زيادي شكافها و تركها ناگهان پيدا شد و كوهها و دره هاي جديد ايجاد گرديد و در حدود 200 هزار تلفات داشت. اما زلزله شيلي فقط 5000 تلفات داد و علت اين بود كه مركز آن زير اقيانوس آرام قرار داشت. زلزله اقادير با اين كه شدتش كم بود چون در محل جمعيت اتفاق افتاد اين همه تلفات نفوس و ابنيه به وجود آورد. چون مركز زلزله زير شهر بود شهر را به وضع مخوفي خراب كرد در حالي كه در 5 يا 6 كيلومتري مركز زلزله خرابي به وجود نيامد.

نوع زلزله                                                                              شدت                                     تعداد متوسط دفعات درهرسال

شدت خيلي زياد                                                      8                                                                            1

زلزله شديد                                                                             7 تا 9/7                                                                   18

تكانهاي بسيار مخرب                                                               6 تا 9/6                                                                   120

تكانهايي كه خرابيهاي سنگين مي رساند                  5 تا 9/5                                                                   800

تكانهايي كه خرابيهاي سبك مي رساند                     4 تا 9/4                                                                   6200

تكانهاي قابل ملاحظه                                                               3 تا 9/3                                                                   000/49

تكانهايي كه خيلي كم قابل ملاحظه است                 2 تا 9/2                                                                   000/00/3

 

هر سال چندين صد هزار زلزله بسيار ضعيف از مشاهده و آزمايش بشر از دست مي رود. معمولاً كمتر از يك ميليون تكان به شدتهاي مختلف در يك سال اتفاق نمي افتد. اين امر نشان مي دهد كه همين زمين كه آن را يك «جسد مرده» مي خوانند در حالت دايمي كم و بيش شديد تكان و تشنج است. هيچ دليلي در دست نيست كه در ساليان اخير تعداد زلزله زياد شده فقط آزمايش و سنجش آنها بهتر شده است.

در اثر آزمايشها ومطالعاتي كه دانشمندان اخير به عمل آورده اند اين طور تصور مي كنند كه كرة ماه در ناحيه اقيانوس آرام، از زمين جدا شده و اين جدايي موجب ايجاد حفرهايي در پوست زمين شده و به همين علت زلزله در اين ناحيه بيشتر است. به طور كلي نواحي زلزله خيز به چهار قسمت تقسيم مي شود:

1 ـ ناحيه اقيانوس اطلس كه به طور كمربندي دور اقيانوس را احاطه كرده و 40 درصد از تمام زلزله هاي سطحي و 90 درصد از زلزله هاي متوسط و كليه زلزله هاي عميق از آن جاست.

2 ـ منطقة‌ مديترانه و مركز آسيا كه از ناحيه شرقي جزاير آزور درمديترانه و كوههاي آسياي مركزي تا سوماترا شروع شده و در آن جا به يك ناحيه از اقيانوس آرام مي رسد اين ناحيه مركز تقريباً كليه زلزله هايي است كه در منطقه اقيانوس آرام اتفاق مي افتد.

3 ـ منطقه باريك زير دريايي اقيانوس اطلس و اقيانوس هند و اقيانوسهاي منجمد شمالي و جنوبي گاهي تكانهاي سطحي مي كند.

4 ـ مناطق شرق آفريقا و هاوايي كه در آن جا تكانهاي معتدل و كم اتفاق مي افتد. اين مناطق معمولاً ايجاد مسيرهاي هلالي شكلي مي دهد كه آن را كمانهاي زلزله مي خوانند. اغلب هلالهاي زلزله در مسير آتشفشانها روشن و خاموش قرار گرفته است.

چنان كه قبلاً گفته شد زلزله هاي شديد معمولاً در يكي از مناطق زلزله اتفاق مي افتد و مربوط به وقايعي است كه به علت عمق زياد مركز زلزله نمي توان اصل آنها را فهميد. اما زلزله هاي كوچك و متوسط ممكن است در هر كجا از پوستة زمين كه شكسته شود و يا قطعات به نسبت يكديگر حركت كنند اتفاق افتد.

آخرين نظريه دانشمندان درباره زلزله تلخيص از مقاله جان هادگسونJohn. H. Hldgson  رئيس انجمن بين المللي زلزله شناسي و فيزيك داخل زمين از مجله ساينس جورنال Science Journal لندن آوريل 1966

دو نوع مكانيسم براي حركات زلزله در نظر گرفته شده كه توضيح حركات زلزله مي دانند.

حركات اصلي زلزله دور از هسته آن در برخي نواحي است كه آن را تراكم Compression مي دانند و در جاي ديگر به طرف آن است كه آن را تورم Dilatation  مي خوانند. مي توان اين دو ناحيه را به وسيله دو زاويه از هم جدا كرد. درمدل اول زلزله را در اثر حركاتي در طول يك نقص يا حفره  Fault  مي دانند مثل اين كه تحت تأثير دو نيرو واقع مي شود به طوري كه نقاطي كه درجهت ديگر است تورم پيدا مي كند. نيرويي كه سبب شكستن نقص يا حفره مي شود تنها ممكن است در اثر اصول معرفت الارضي باشد.

در مدل دوم كه هيچ ربطي به روش شكست داده نشده مدل طوري گرفته شده كه فشار اصلي را دو قسمت كرده و جهت فشار را مستقيم مي دانند. در مدل مركز زلزله را براي آساني نمايش بالا قرار داده اند ولي ممكن است در عمق هاي مختلفه باشد.طرح اشعة ‌فرضي در قسمت راست هر مدل نشان داده شده است. اين ها شبيه امواج به شكل P است ولي با امواج S شكل تفاوت دارد. ماشينهاي محاسبه نشان مي دهد كه مدل 2 را مي توان صحيح دانست مگر در مورد زلزله هاي تو خالي. توضيحات: در دو منطقه اساسي زلزله جهان مركز زلزله اغلب تا 200 مايل عمق دارد، چه نيرويي موجب امواج زلزله مي شود؟ اين يكي از مهمترين مسائل فيزيوگرافي زمين است  و يكي از مباحث اساسي زمين شناسي است. اين همان نيروي ايجاد كننده زلزله مي باشد. زلزله دو نوع امواج از طريق بدنه زمين مي فرستد: امواج طولي كه زلزله شناسان آن را   P مي خوانند، كه ذرات انفرادي در جهت پخش حركت مي كنند. ديگر امواج  قيچي  S كه امواج با زوايه قائمه و عمود نسبت به جهت پخش حركت مي نمايند از لحاظ تاريخ امواج  P مهمتر است و زلزله مهم سانفرانسيسكو در سال 1906 از اين قبيل بوده است بيشتر زلزه ها را در اثر حركات روي حفره هاي زمين مي دانند. سه متد براي توجيه زلزله بيان شده كه قسمتي از آن مديون هونداي ژاپوني است و دانشمندان اميدوارند اسرار حل نشده زلزله را از بررسي اين سه متد و مطالعه زلزله هايي كه اتفاق مي افتاد بفهمند.

********

عمل بخارات

بخارات داخل زمين در اثر فشار و محركهاي ديگري كه بيان خواهد شد در حركتند و مسير حركت آنها در داخل زمين شكافها و سوراخهايي است كه بين مركز و قسمت فوقاني داخل زمين وجود دارد. اتمهاي موجود در بخارات دائماً در شكافها و مسيرهاي زمين در آمد و شد و تكاپويند.

علت توليد زلزله

بخارات مزبور ضمن حركت و عبور خود در اين شكافهاو مسيرها در صورتي كه محل مناسبي براي عبور آزادانه نيابند جمع و متراكم مي شوند. هرگاه شكافهاي مزبور نزديك سطح زمين بوده و پوستة زمين در آن محل نازك باشد بخارات كه به علت تراكم قدرت زياد دارند به شكافها فشار وارد مي آورند و مي خواهند از جايي خارج شوند. چون قدرت شكافتن را ندارند به واسطة فشار و تكانهايي كه مي دهند حركتي در پوسته زمين به وجود مي آيد كه بشر آن را زلزله مي نامد. هرگاه پوستة زمين در آن قسمت ضخيم باشد زلزلة ‌مختصر پيدا مي شود و اگر پوسته نازك باشد زلزله هاي سخت به وجود مي آيد. ضعف و شدت زلزله يكي بسته به قدرت آن بخارات است كه تا چه اندازه جمع و متراكم و انباشته شده و داراي چه نيرويي هستند و ثانياً بسته به ضخامت پوستة‌ زمين است كه بالاي آنها واقع گرديده. گاهي كه پوسته نازكترو راههاي ديگر مسدود باشد و به بن بست بربخورند زمين شكافته مي شود و شكافهاي عميق باز شده اتمها و بخارات مزبور از آنها خارج مي گردد چنان كه در زلزله هاي سخت ديده شده است و اين درست به مثابة‌ انفجار ماده و دمل هايي است كه در بدن انسان مي تركد.

در كنار درياها كه پوسته زمين به علت سراشيبي و گودي نازكتر و بعلاوه نفوذ آب در زمين بيشتر است زلزله بيشتر اتفاق مي افتد. گاهي هم ضمن زلزله سروصداهايي از زير زمين و شكافها شنيده مي شود. گاهي نيز بخارات متصاعد از شكاف زلزله داراي بوهايي است كه مربوط به همان بخارات است كه موقع عبور از رگه هاي برخي مواد زمين آغشته به بوهاي آن مي شود [1]. 

عشقبازي اتمها

براي توضيح بيشتر تكرار مي كنم كه گاز اتمها بين مركز زمين و قسمت فوقاني در شكافها و مسيرهايي به دنبال يكديگر مشغول عشقبازي مي شوند و همديگر را دنبال مي كنند از يك طرف گاز مواد مذاب مركز زمين و از طرفي ديگر بخاري كه از ريزش آبهاي سطح زمين به داخل آن توليد مي شود گاز اتمها را تشديد مي نمايد. اتمها بالاخره در مسير خود به جاهاي بن بست مي رسند و عدة ديگري به آنها مزيد مي شود.

خط سير زلزله

علت اين كه زلزله بيشتر در خط سيرهاي معين و نواحي مشخصي از زمين به وجود مي آيد همين است كه زير پوسته و داخل زمين شكافهايي وجود دارد و بيشتر بخارات اتمي از آن مسير عبور مي كنند و راه گذارشان كانالهاي مزبوراست.

دانشمندان در اثر مشاهده و تجربه فهميده اند كه زلزله و آتشفشان بيشتر در مسير معين از زمين به وجود مي آيد. به همين لحاظ نقشه هايي از كرة زمين ترتيب داده خط زنجيرهاي عبور زلزله را تعيين نموده اند. (به صفحه قبل مراجعه شود) ولي علت حقيقي آن تا حال كشف نشده بود. رمز آن در شرح بالا مكشوف است.

فرضيات بسياري در ساليان اخير راجع به پيدايش زلزله و آتشفشان ابراز شده است كه اغلب برخلاف و باطل كنندة‌ يكديگرند. اكنون كه حكمت نوين حقيقت مطلب را آشكار كرد بر دانشمندان و متفكرين و روشنفكران است كه در اين راه تفحص كنند شايد راه چاره اي براي پيش بيني يا جلوگيري از زلزله بيابند.

يك پيشنهاد مفيد براي تخفيف اثر زلزله

به عقيدة حكمت نوين راه چاره آن است كه محققين، استادان و دانشمندان در اين فكر  باشند كه اولاً شيارهاي مسير اتم را در زير زمين پيدا كنند و ثانياً در صورت توانايي سوراخهايي در زمين حفر نمايند كه به آن شيارها متصل گردد تا قسمتي از گازهاي اتمي موقع عبور از آن سواخها خارج شود. هرگاه اين عمل انجام پذيرد فشار گازها بر پوسته زمين كم شده و در اين حال اگر هم زلزله به وجود آيد نسبتاً ضعيف و كم زيانتر خواهد بود.

*******

آخرين اطلاعات علم امروز دربارة آتشفشان ترجمه و تلخيص شده از كتاب دائره المعارف علوم ـ ضميمه سال 1966 چاپ گرولير Encyclopaedia: Science Supplement ‘ 1966 Grolier از مقاله آتشفشانها يا Volcanoes ـ طغيانهائي كه چهرة زمين را تغيير مي دهد ـ به قلم جان و.ترايل كيل John V Thrailkill

1 ـ دهانه برخي آتشفشانها تا 10 مايل مربع وسعت دارد (دهانه كراترليك در ارگون آمريكا)

2 ـ دوسوم از آتشفشانهاي فعال دنيا در  (حلقه آتش) قراردارند كه اقيانوس اطلس آن را احاطه كرده است.

3 ـ بيشتر آتشفشانهاي جديد نزديك آتشفشانهاي قديم طغيان مي كند.

4 ـ يك آتشفشان كه در جوار آن آتشفشاني ديگر نيست در20 فوريه 1943 در(ميشو آكان) در مكزيك به وجود آمد كه آن را پاركوتن ناميدند. در يك مزرعه هموار گندم يك روز بعدازظهر گازها و خاكسترهاي داغ از لاي شكافهاي باريكي از زمين بيرون آمد و فردا صبح مخروطي به ارتفاع 30 فوت جاي آن شكافها از مواد خارج شده تشكيل شد و يك هفته بعد ارتفاع آن به 450 فوت رسيد و صداي غرش آن تا 200 مايل شنيده مي شد.اين آتشفشان تا نه سال تمام فعاليت كرد و بعد خاموش شد و اكنون ارتفاع آن 1300 متر است و مواد مذاب خارج شده از آن دو شهر را زيرگرفته است.

5 ـ مواد خارج شده از آتشفشان گاز، سنگ مذاب و قطعات جامد است. گازهاي آن بيشتر مركب از بخار آب، هيدرژن، كلرورهيدروژن، سولفورهيدرژن، مونوكسيد دوكاربن و ديوكسيد دوكاربن است. مواد مذاب آن را به زبان خارجي Lava  يا  Lave  مي گويند.

6 ـ قطعات جامد خارج شده ممكن است گاهي چند فوت قطر داشته باشند و آنها را بمب آتشفشاني مي نامند ولي اكثراً از دانه هاي كوچك به اندازة دانه شن تشكيل شده است. از اين كوچكتر خاكستر آتشفشاني است كه تا چند مايل در هوا حركت مي كند.

7 ـ مواد مذاب از داخل زمين مي آيد و تا اين اواخر تصور مي كردند كه تمام زير پوسته و قشر زمين مذاب است اما حالا فهميده اند كه داخل زمين هم جامد و فقط قسمت مركزي آن مذاب است.

8 ـ بيشتر مواد آتشفشان از پوسته فوقاني زير قشر خارجي است و مواد آتشفشاني هاوايي از عمقي در حدود چهل مايل بالا آمده است.

9 ـ آتشفشانها را از لحاظ طبقه بندي شدت طغيان مواد مذاب آنها تقسيم مي كنند و فهرستهايي در اينباره تنظيم شده است.

10 ـ بزرگترين آتشفشاني كه در تاريخ ضبط شده مربوط به كوه پله در جزيره مارتينيك در هند غربي(اقيانوسيه) است. يكروز صبح 8 كوه آتشفشان كرده 26 هزار سكنه را تلف نمود. در طغيان سال 1815 كوه تامبورا در هند شرقي (اقيانوسيه) وضعي پيش آمد كه در اثر حاصله 80 هزار نفر مردند.

11 ـ آخرين فرض ايجاد آتشفشان اين است كه مواد مذاب يا مواد آماده طغيان كه آن را magma ماگما مي گويند از شكاف يا سوراخ يا محل نازكي كه پيدا مي كند به بيرون مي جهد و علت اين كه آتشفشان خاموش مي شود اين است كه سوراخ يا دهانه مزبور به وسيله مواد محكم و جامدي بتدريج بسته مي شود كه آن را ميخ يا  Plug  مي گويند.

در برخي نقاط مثل آريزوناو نيومكزيكو درآمريكا آب به تدريج كوهي را كه دهانه آتشفشان در آن بوده شسته ولي آن ميخ كه دهانه آتشفشان را مسدود كرده بود چون از مواد محكمي است به صورت يك ستون بلند باقيمانده است.

*******

آتشفشان چيست

در زمين سوراخهايي مانند آتشفشان هاي قديمي و اين قبيل حفره ها وجود دارد. هرگاه سوراخهاي مزبور در مسير و محل عبور بخارات اتمي واقع باشد و بخارات مزبور در آن جا جمع و متراكم شود مانند سوراخ دودكش بخاري از آن جا خارج مي شود. در اين حالت هرگاه مدخل سوراخ به وسيلة خاك و سنگ مسدود باشد با فشار و قدرت عظيمي كه از اجتماع تعداد بي شمار اتمها پديد مي آيد بخارات سوراخ را شكافته و بيرون مي ريزند. اين حالت را طغيان آتشفشان مي گويند.

پس از آن كه بخارات اتمي راه به بيرون باز كرد با قدرت عظيمي خارج مي شود و در اثر حرارت فوق العاده اي كه دارد مواد داخل زمين را ذوب كرده به صورت مواد مذاب و خاكستر و گاز و غيره خارج مي گردد. گاز آن همانا گاز اتمي است و مواد مذاب و خاكستر آن مواد زميني است كه در اثر فشار و قدرت اتمها به اين صورت در آمده است.

ممكن است مواد مذاب داخلي زمين هم از سوراخهاي مزبور بيرون بريزد. بسته به اين است كه بخارات اتمي در چه عمقي شروع به انفجار كرده اند. چون راه عبور معين براي اتمها باز و پشت سرهم بخار اتمهايي كه حريق توليد كرده اند خارج مي شود از كناره هاي قله مواد مذاب سرازيرشده به طرف دامنة كوه جاري مي گردد.

انواع آتشفشان

اگر تراكم اتمهايي كه در آن سوراخ يا شكاف جمع شده بود خيلي زياد باشد مدت مديدي از اين بخارات از دهانة كوه خارج مي شود ولي رفته رفته شدت آتشفشان كم شده ابتدا مواد مذاب كه در اثر قدرت و فشار اولية‌ آنها بيرون آمده بود قطع مي گردد و سپس خاكستر و بعد بخارات اتمي رفته رفته تقليل يافته از بين مي رود.

اين در صورتي است كه راه عبور بخارات اتمي در زير زمين مسدود شده يا مقدار معين بخارات در جايي به بن بست گير كرده و راه فرار نداشته ضمناً مقدار و قوه آنها زياد بوده و پوستة زمين نازك باشدكه قادر به انفجار باشند كه وقتي خارج شوند عمل آنها تمام مي شود. در اين صورت آن را آتشفشان خاموش شده مي نامند مثل ده ها قلة ‌آتشفشاني خاموش كه اكنون در جهان وجود دارد.

و اما اگر باز بخاراتي در زمين توليد شده و موانع عبوري را كه درسرراه شكافهاي قديمي به مرور زمان حاصل شده بشكافد و دوباره خود را به آن قله قديمي آتشفشان برساند و در آن جا متمركز شود بار ديگر عمل آتشفشاني را شروع مي كند. در اين صورت مي گويند آتشفشان از نو طغيان كرده است مانند آتشفشان وزوو  Vesuve  در ايتاليا كه تاكنون چندين بار آتشفشاني كرده است. حال هرگاه شكافهاي توليد شده به همان صورت بماند و دائماً بخارات اتمي از آن جا عبور كرده و از دودكش آتشفشان هميشه خارج گردد اين را آتشفشان فعال مي خوانند چنان كه نظاير آن در زمين بسيار است. بعضي از آتشفشانهاي فعال قدرتشان خيلي كم است يعني بخارات و اتمهاي متصاعده چندان نيست به طوري كه در كنار آنها سكنه و دهات زندگي مي كند.

نوع ديگر آتشفشان كه گاهي درزمين پيدا مي شود آتشفشاني است كه در ميان زمينهاي هموار و جلگه ها پديد مي آيد به اين طريق كه بخارات اتمي يك محل از زمين را شكافته و مواد آتشفشاني به شدت از آن جا خارج مي گردند و كم كم آن محل تبديل به تنوره كوه و اطراف آن در اثر ريزش و جريان مواد مذاب به شكل كوه در مي آيد و هر چه آتشفشاني بيشتر شود. كوه بزرگتر خواهد گرديد و به اين طريق يك كوه تازه اي به آتشفشانهاي جهان افزوده مي شود  بهترين مثال اين مورد كوه پاركوتن است كه در جلگه ميشوآكان در مكزيك پديد آمد.

اين بود بيان علت آتشفشان و انواع آن. چنانكه ملاحظه شد آتشفشان و زلزله علت واحدي دارند و مسبب آنها نيروي بخارات اتمي است. بخاراتي كه از شكافهاي زلزله بيرون مي آيد. همان است كه از قلل آتشفشان خارج مي شود و تفاوتي با آن ندارد و اين كه در شدت و قدرت عمل آنها تفاوت هست به علت آن است كه در شكافهاي زلزله بخارات متراكم شده با يك نيروي واحد از سوراخ نسبتاً كوچكي بيرون مي ريزند. مثل اين است كه لاستيك پر باد اتومبيلي را اگر با يك ميخ  سوراخ كنند باد به سرعت و قوت از آن خارج مي شود. اما اگر با چاقو آن را به درند باد بدون فشار زياد از آن پراكنده مي گردد.

چگونگي مطلب

حال علت و چگونگي جمع شدن اتمها را در سوراخها و شكافها بيان مي دارم. آن جا كه درباره عشق اتم و تعقيب كردن يكديگر سخن گفتم به خاطر آوريد. ضمن اين تعقيب دست جمعي كه به سرعت دنبال هم مي روند از اين شكاف به شكاف ديگر و از آن جا به جاي  ديگر حركت مي كنند مانند عده اي ماهيهاي كوچك كه در پيچ و خم صخره هاي درياچه يكديگر را دنبال نمايند. ضمن اين تعقيب در محلي به دام و تله مي افتند و در بن بست واقع مي شوند كه راه فرار از آن جا ندارند. اتمها در همان محل كوچك اجتماع مي كنند واتمهاي ديگري به آنها مي پيوندند و دنبال آنها مي آيند و چون راه فرار نيست همة در آن محل متمركز مي شوند. وضع اتمها در آن محل عادي نيست بلكه در فضايي محدود چندين برابر تعداد معمولي جمع مي شود به طوري كه فشار عظيمي به وجود مي آيد. اين ها مي خواهند از بن بست خارج شوند ولي راه فرار ندارند. اتمهاي مثبت و منفي كه نظم آنها دچار اختلال شده با هم تماس پيدا نموده و توليد نيروي فوق العادة الكتريسيته مي كنند كه با كمال قدرت به ديواره هاي شكاف بن بست فشار وارد مي آوردند. هر كجا فشار بيشتر و پوستة زمين نازكتر است آن جا شكافته مي شود.

اين است سر پيدايش زلزله وآتشفشان كه مي توان آن را مين گزاري اتمي زمين نام نهاد كه از زير زمين به سطح زمين مي آيد. خرابي و آتش گرفتن شهر لوط و سودوم و گمور و نظاير آنها كه در كتب مذهبي مذكور مي باشد به امر و مشيت الهي به وسيله همين اتمها انجام گرديده است.

قرآن فرمايد: قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذاباً من فوقكم او من تحت ارجلكم (انعام 65) بگو اوست توانا از اين كه برانگيزد بر شما شكنجه از بالاي شما و از زير پايتان.

در سورة عنكبوت آيه 39 فرمايد: فكلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا عليه حاصبا و منهم من اخذته الصيحه و منهم من خسفنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون. يعني پس همه را به گناهاني كه كردند به عذاب برگرفتيم پس برخي از آنها بود كه برايشان تند باد سنگريزه فرستاديم و بعضي را به وسيله صدايي مهيب هلاك كرديم و بعضي را در زمين فرو برديم و بعضي را در دريا غرق ساختيم. خداوند به آنها ظلم روا نمي دارد بلكه خودشان به خود ظلم مي كنند.

دربارة قوم لوط در سوره اعراف آيه 82 ـ سوره حجر آيه 74 سوره شعرا آيه 173 سوره نمل آيه 60  سورة قمر آيه 33 بيان مي فرمايد كه خلاصه آن دو آيه زير است.

فلما جاء امرنا جعلنا عاليها سافلها و امطرنا عليهاحجاره من سجيل منضود ـ مسومه عند ربك و ماهي من الظالمين ببعيد (هود 84) پس چون امر ما فرا رسيد آن را زيرو زبر ساختيم و بر آنها از سنگ گل بر هم فشرده باراني باريديم نشان كرده شده كه از ستمكاران دور نبود.

انا منزلون عل هذه القريه رجزاً من السماء بها كانوا يفسقون (عنكبوت 33) برافراد اين قريه عذابي از آسمان براي اعمالي كه مي كردند فرو فرستاديم.

دربارة‌قوم شعيب در سوره اعراف آيه 90 سوره شعرا آيه 189 و سوره عنكبوت آيه 36 مطالبي بيان مي فرمايد كه خلاصه آن اين است:

و اخذت الذين ظلموا لصيحه فاصبحوا في ديار هم جاثمين (هود 97) پس گرفت آنها را آوازي مهيب و در خانه هاي خود كشته شدند.

دربارة قوم صالح در سوره قمر آيه 31 شرحي مي فرمايد. همچنين در سورة اعراف آيه 76 عذاب آنها را شبيه به عذابي كه براي قوم شعيب بيان شده خبر مي دهد.

دربارة اصحاب حجر سوره حجرآيه 83 نيز عذابشان را صداي مهيب بيان مي فرمايد.

نظري به كتب ديني ساير اديان

سفر خروج 7 ـ 18: پس خداوند چنين مي گويد از اين خواهي دانست كه من يهوه هستم همانا من به عصايي كه دردست دارم آب نهر را مي زنم و به خون مبدل خواهد شد و ماهياني كه در شهرند خواهند مرد و شهر گنديده شود و مصريان نوشيدن آب نهر رامكروه خواهند داشت. و خداوند به موسي گفت به هارون بگو عصاي خود را بگير و دست خود را بر آبهاي مصر دراز كن و بر نهرهاي ايشان و جويهاي ايشان و درياچه هاي ايشان و همه حوضهاي آب ايشان تاخون شود و در تمام زمين مصر درظروفي چوبي و ظروفي سنگي خون خواهد بود و موسي و هارون چنان كه خداوند امر فرموده بود كردند و عصا را بلند كرده آب نهر را به حضور فرعون و به حضور ملازمانش بزد و تمامي آب نهر به خون مبدل شد و ماهياني كه در شهر بودند مردند و نهر بگنديد و مصريان از آب نهر نتوانستند نوشيد و در تمامي مصر خون بود..

در باب هشتم آيات راجع به پيدايش وزغ و از بين رفتن آن توسط موسي و همچنين پيدايش پشه و از بين بردن آن و در باب نهم دربارة‌ مردن مواشي و باريدن تگرگ و باريدن آتش سخن گفته است.

و در باب دهم درباره ظهور ملخ و خوردن همة نباتات و ظهور تاريكي بيان شده و در باب يازدهم و دوازدهم و سيزدهم مردن تمام نخست زادگان انسان و حيوانات و در باب چهاردهم آيات (31 تا 36) دربارة مردن لشكر فرعون در آبـهاي دريا سخن مي گويـد.

سفر پيداش 19- 24: آنگاه خداوند بر سدوم و عموره گوگرد و آتش از حضور خداوند از آسمان بارانيد و آن شهرها و تمام وادي و جميع سكنه شهرها و نباتات زمين را و اژگون ساخت ـ 28: و چون به سوي سدوم و عموره و تمام وادي نظر انداخت ديد كه اينك دود آن زمين چون دود كوره بالا مي رود.

سفر پيدايش هفتم 10 ـ و واقع شد بعد از هفت روز كه آب طوفان برزمين آمد و در سال ششصد از زندگاني نوح در روز هفدهم از ماه دوم در همان روز جميع چشمه هاي لجه عظيم شكافته شد و روزنهاي آسمان گشوده و  باران چهل روز و چهل شب بر روي زميـن باريد 17 ـ و طوفان چهل روز بر زمين مي آمد و آب همي افزوده و كشتي را برداشت كه از زمين بلند شد و آب غلبه يافته برزمين همي افزوده 21 و هر ذي جسدي كه برزمين حركت مي كرد از پرندگان و بهائم و حيوانات و كل حشرات خزنده برزمين و جميع  آدميان مردند هركه دم روح حيات در بيني او بود از هر كه در خشكي بود مرد و خدا محو كرد و هر موجودي را كه به روي زمين بود از آدميان و بهائم و حشرات و پرندگان آسمان پس از زمين محو شدند و نوح با آنچه  همراه وي در كشتي بود فقط باقي ماند.

در انجيل متي فصل 24 آيات 15 تا 22 درباره عذابهائي كه در اورشليم نازل خواهد شد از طرف حضرت مسيح (ع) سخن مي گويد: درآيه 29 مي فرمايد:‌  و فورا بعد از مصيبت آن ايام آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند و قوتهاي افلاك متزلزل گردد.



[1] در برخي نقاط اين بخارات در هنگام عبور از بعضي مواد معدني مانند نفت و گوگرد به آنها فشار  آورده آنها را ذوب مي كنند و با ذرات و اتمهاي آن آغشته مي شوند و بويي كه متصاعد مي شود به اين علت است . گاز برخي چاه ها كه موجب ايذاء و مرگ مقني ها مي شود از همين قبيل است و اگر وسايل سنجشي باشد تشعشعات و آثار آن معلوم مي گردد منتها ميلياردها بار ضعيف تر از بخارات اتمي ايجاد كنندة‌زلزله است .   مؤلف