|
تاريخ انتشار فروردين1382 |
بااجازه
مافوقترين نيروي قدرت وعظمت
يك
محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني
رهنمون
حشمت الله دولتشاهي
كتاب
گلهاي راهنمايي جلد دوم
رنسانس نوين دانش
پيشرفت دانش قرن
پسين شاهد
گفتار باشد
بعد از اين علم
باشد قدرت
و نيرويمان چون
جهانبان بشكفدرازي بهين در
دل هر دانشي رازي
نهان روشني
بخش
ودرخشان برزمين حيرت
انگيز و جديد آيد علوم نودرخشد،
نور وحدت ذره بين علم
نيرو گيرد از اين نور تاب جلوه
گر بهگر
نمايان و رزين مظهر دانش منور
در جهان مطمع[1]
و مطروح[2]
مطلق، دوربين فيض
بخش و فيصله درامر حق قائل
و قائم،
ظريف و بر يقين زين
طلايع
شادزي
حشمت
وزين شا
د ما ني آورد
بخت قرين قرن
شگفت انگيز در
قرن شگفتي زندگي مي كنيم كه پيشرفت برق
آساي علم چنان اذهان را خيره و تسخير كرده
كه مجال تفكر در هر چيز را سلب نموده است.
خيرگي خورشيد نوراني علم، چنان اذهان را
به خود مشغول نموده كه آن كسان كه رابطة
علم و معنويت را از نظر دور داشته اند از
ظاهر پيشرفت علم تصور كرده اند كه علوم
مادي جاي معنويت را هم گرفته است. تاريخ
علم مطالعة
قرون گذشته از تاريخ بشر از لحاظ علمي و
اجتماعي بسيار آموزنده است. يك دوران
طولاني كه به نام قرون وسطي موسوم است از
تاريكيها و محدوديت ها و كندي پيشرفت علم
است. در
اين دوره به خاطر ديواره هاي تعصب و خرافات
ديني كه دورادور افكار كشيده بودند دانش
مجال آن نداشت آن چنان كه لازم است گسترش
يابد اين است
كه معلومات بشر به كندي تمام پيشرفت مي كرد
و دنيا از لحاظ ترقي و تمدن و دانش بسيار
ضعيف بود. دورة
رنسانس آنگاه
دورة رنسانس با توالد پيش آمد كه در اواخر
قرن 18 و در اوايل 19 به شدت خود رسيد.
محدوديتهاي فكري و تعصبات كم شد و ديواره
هاي جهل را شكستند. به جلوگيري و اختناق
فكري اعتنايي نكردند. سده هاي ناداني را
خراب كردند و پرده هاي تعصب را دريدند
محفظه هاي محدوديت را پاره كردند و تخم
دانش را در افكار كاشتند. آنگاه به مطالعه
و تحقيق و آزمايش و تجربه پرداختند. دانش
رشته رشته شد و هر گروهي به تحقيق در رشتة
خاص مشغول گرديدند. در نتيجة اين نهضت عظيم
علمي از هر سو دانش پيشرفت كرد. مانند سيلي
كه سد را شكسته باشد و از همه طرف آب به
اطراف جاري نمايد، رودخانة علم در هر سو
جاري گرديد و روز به روز نيرومندتر و قويتر
شد. شاهد
بارز در
هر حال هر چه بود پيشرفت عظيم علم در قرن 19
خود نشانه و شاهد و دليلي روشن است كه وقتي
موانع از جلو بشر برداشته شود و جلو راه
باز گردد و پردة تعصبات دريده شود و مجال
تحقيق و بررسي و كاوش در اختيار قرار گيرد
و ابزار علم در لابراتوار مجهز به وسايل در
دسترس گذارده شود چه پيشرفتهاي عظيمي پيدا
خواهد شد. پيشرفت
برق آسا
در
مدت پنجاه الي هفتاد سال چنان پيشرفت برق
آسائي در علم پديد آمده كه تصور آن در دو
قرن قبل محال مي بود و حتي در انتشارات
بسيار پيشرفتة علمي سي سال قبل رفتن بشر را
به كرات آسماني با دلائل علمي و رياضي كه
به خيال خودشان متقن و مسلم بود محال مي
دانستند اما گذشت روزگار و پيشرفت علم اين
نكته را روشن نمود كه حتي آن چيزي كه محال
مي نمود روزي صورت واقع و عمل به خود مي
گيرد. در
اين مدت بسيار كوتاه كه هنوز به يك قرن
نرسيده پيشرفت علم به قدري سريع بوده كه
چندين صد برابر مجموع پيشرفت علمي در
تاريخ دو هزار سالة مدون بشر به شمار مي
رود. آيا دليلي روشن تر و بهتر از اين براي
ترقي جهش وار و انفجاري علم مي توان ارائه
كرد؟ ديناميسم
عالم احتياج
به تكرار ندارد كه علم نيرو و ديناميسم
عالم است. اين سخن در كتابهاي پيشين به
اثبات رسيده و در صفحات 600 تا 605 كتاب
ديناميسم آفرينش در اين باره سخن رفته و
تكرار را جايز نمي دانم. علم قدرت است. علم نيرو است. علم
عظمت است و نيروي چشمگير عصر حاضر با علم
صورت وقوع يافته است. به همين لحاظ است كه
دول بزرگ و معظم جهان با صرف هزينه هاي
هنگفت و سرسام آور مي كوشند
علم را پيشرفت دهند و تفوق علمي را حاصل
نمايند. سرنوشت
علم سرنوشت
عالم نيز همين پيشرفت علم مي باشد و تا
سرنوشت ايجاب نكند بشر حاضر نيست اين طور
با عمل شتاب آميز و جنون آسا در راه پيشرفت
علم بكوشد. مي بينيد چه مي كند. چگونه
دارائي خود را چشم بسته صرف توسعة علم مي
سازد و بودجه هاي عظيمي در اين كار صرف مي
نمايد. مي بينيد چگونه نيروي عظيم بشريت را
در اين راه تجهيز مي كند. اين
همه زحمت و هزينه چرا؟ براي
فرستادن هر موشكي چند ميليارد دلار آمريكا
به كار مي رود و چند صد هزار دانشمند و
متخصص و عالم و صنعتگر و كارگر شب و روز به
كار مشغول مي شوند و نتيجة اين همه هزينه و
اين همه صرف وقت چيست؟ از اين كه بشر مثل
مگسي كه از كف اطاق به سقف بنشيند لحظه اي
در ماه فرود مي آيد و سنگي بر مي دارد و بر
مي گردد چه نظر دارد و چرا براي اين كار كه
نسبت به عالم لايتناهي بسيار كم ارزش است
اين همه پول و نيرو صرف مي كند؟ علاقة
بشر به دانش چرا
عالم بشريت اين طور نگران و واله و شيفتة
اين جهش هاي دانش است به طوري كه در شب فرود
آپولو 11 در ماه شايد نيمي از افراد بشر در
روي كرة زمين خواب را بر خود حرام كردند تا
اخبار اين اقدام بشري را بشنوند و
بخوانند؟ سرنوشت
زمان اين
ها همه دليل بر آن است كه سرنوشت زمان
پيشرفت علم را ايجاب مي كند. در نظر يك موحد
پاك سرشت و يك وحدتي آگاه كاملاً روشن است
كه هيچ عملي در عالم لايتناهي بدون خواست و
تقدير يزدان انجام نمي شود برگي در درخت
نمي جنبد و مورچه اي بر زمين حركت نمي كند.
اين عقيدة هر فرد توحيدي است و درست هم هست.
زيرا كار كارخانة خلقت بايد بر طبق نقشة
مهندس كارخانه پيش رود. در اين صورت آيا جز اين است كه كوشش
بشر در راه پيشرفت دانش در اين قرن نشان
سرنوشت و مقدر الهي است و مشيت يزداني چنين
ايجاب كرده كه امروزه علم با چنين قدمهاي
برق آسايي پيشرفت نمايد؟ علم
نيرو است علم
قدرت و نيرو است. چنانچه مي بينيم بشر در
راه توسعه و شكوفائي آن قدرت و نيرو خرج مي
كند، مال و دارائي را كه مبناي نيرو است در
اين راه مي ريزد و نيروي انساني را كه اساس
قدرت است در اين راه مصرف مي كند تا علم را
بدست آورد چرا كه علم خود نيروئي شگرف و
بالاترين نيروها است. نيروي
علم اين
است كه مي گويم علم در همه جا قدرت و نيرو
است. در اين عهد درخشان علم به همان نسبت
تصاعدي كه از زمان رنسانس تاكنون پيشرفت
نموده بلكه با نسبت و سيري بي نهايت بيشتر
علم ترقي خواهد كرد و قدرت خود را آشكار
خواهد نمود.
علت
پيشرفت دانش در زمان رنسانس آن بود كه
كليدهائي براي پيشرفت پيدا شد از آن جمله
تحقيق و تجربه و تخصص. اما در عهد نو
كليدهاي نويني بدست مي آيد. كليدهاي
دانش كليدهاي
واقعي علم در محفظه هائي است كه مي توان آن
را غنچه راز ناميد. اين غنچة سربسته اي
است، اين همان غنچه هائيست كه عالم و عارف
آگاه و بزرگوار شيخ بهائي در ترجيع بند خود
فرمود: «غنچة نشكفته اين باغ كه بويد؟» اين
غنچه ها هنوز نشكفته و در زير محفظه پنهان
است و صاحب جهان و پديد آورنده دانش اين
رازهاي بزرگ علم را خواهد شكفت و با شكفتن
غنچه ها اسراري برملا خواهد شد كه مبناي
ترقيات عظيم دانش خواهد بود. دانش
قطعي يا مبهم حقيقت
اين است كه دانش با وجود تمام پيشرفت و
عظمت درخشنده اش در تمام موارد جنبة قطعي
ندارد و دائماً در حال تغيير است. به طور
مثال مي گويم زماني بود كه فرضية لاپلاس را
امري مسلم و قطعي مي شناختند كه منظومة
شمسي از قطعه گازي به وجود آمده مذاب كه كم
كم سرد شده و زمين و كرات منظومه قطعاتي از
خورشيدند كه جدا شده و در پيرامون كرة مادر
به گردش در آمدند يا اين كه ماه جسمي
سرگردان در فضاي دور بوده و وقتي به حيطة
جاذبة خورشيد در آمد به اين صورت در اطراف
آن به گردش پرداخت. اين نظر را قطعي و مسلم
مي دانستند اما پس از آوردن سنگ و خاك ماه
توسط آپولو در كنفرانسي كه هشتصد تن
دانشمند از 25 كشور شركت كرده و هر كدام به
نحوي خاص در لابراتوار خود با وسايل مخصوص
خود سنگ و خاك كرة ماه را تجزيه كردند به
اين حقيقت واقف شدند كه فرضيات سابق مردود
است. پروفسور رينگوود استاد دانشگاه
ملي استراليا در كانبرا مي گويد: «بايد
براي پيدايش منظومة شمسي دنبال فرضياتي
غير از فرضيات سابق كه ماه را جسم جدا شده
از زمين يا سرگردان در فضا و جذب شده توسط
آفتاب يا جسمي كوچك از زمين بدانيم. بلي
غير از اين است». در
مجلة نشنل جيوگرافيك شماره دسامبر 1969
مقاله «از سنگهاي ماه چه فهميديم» به قلم
كنت ويور در صفحه 789 مي گويد: «سنگهاي ماه
نشان داد كه تاكنون هيچ بشري به طور كامل
فكر صحيحي در بارة ماه نداشته است و وجود
آن ها بيش از آنچه جوابگوي مشكلات باشد خود
مشكلاتي مطرح مي كرد». رازهاي
دانش اين
موضوع و صدها شواهد نظير آن نشان مي دهد كه
آنچه دربست از علوم كشف شده قطعي نيست و
منتظر روشنائي است كه بر آن نور بتاباند و
آن را شكار كند و حقيقت آن را نشان دهد.
رازهائي
در دانش هست كه كليد آن به دست آفريننده و
باني و موجد دانش است و اوست كه در مواقعي
كه مقتضي مي داند اين رازها را مي شكافد و
بشر را روشن مي كند. هر چند كه بشر امروز
خود را در دانش مادي غرق ساخته و از توجه به
آفرينندة دانشها غافل مانده است اما
سرنوشت عالم كار خود را مي كند اعم از اين
كه متوجه باشند يا نباشند.
راستي
اين است كه در دل هر دانشي رازي پنهان است
كه كليد آن دانش به شمار مي رود و اين راز
مثل چراغي است كه تمام زواياي تاريك دانش
مزبور را روشن مي سازد و آن را بر زمين
آشكار و درخشان مي كند. كليد
دانش چگونه روشنگر است يك
اطاق مجهز و آماده كه در آن همة وسائل
موجود است در تاريكي پنهان است. وقتي چراغي
به داخل آن بياورند چيزي بر اطاق اضافه
نكرده اند و همان خواهد بود كه هست منتها
نور چراغ تاريكي را بر طرف مي كند، سايه ها
را از بين مي برد و همة زوايا را روشن و
آشكار مي سازد. در پرتو چراغ همه مي توانند
همه چيز را ببينند در حالي كه قبل از آوردن
چراغ همه در اطاق بودند ولي نمي توانستند
چيزي را درست تشخيص دهند. رازهاي
روشنگر ناظرين
اطاق همان بودند و اطاق هم همان بود كه هست
فقط چراغ كمك به ديد كرد و حقايق آن را روشن
نمود. رازهاي اساسي دانش هم كه در دل دانش
پنهان است همين حكم را دارد و مثل چراغي
تمام زواياي علم را روشن خواهد نمود و بر
بشر عرضه خواهد داشت.
آن
وقت كه اين كليدهاي نوين به دست آمد خواهند
ديد چه شگفتيهاي تازه اي در علم موجود بود
و چه اسراري در لابلاي آن نهفته بود كه به
كمك چراغ الهي روشن گرديد. آن
وقت است كه انوار نوين و بسيار درخشندة علم
بر جهان مي تابد و نور وحدت مثل ذره بيني
حقايق اين علم را روشن خواهد كرد. ذره بين
چه مي كند؟ ديدنيها را بزرگتر و قويتر مي
نمايد و آن را برجسته و نمايان مي كند تا
بهتر روشن گردد. حقايق
وحدت حقايق
وحدت و اتصال و اتحاد عالم و واقعيات نويني
كه در بارة وحدت عالم آشكار مي شود و
حقايقي كه در بارة وحدت اديان بيان مي
كنيم در حكم ذره بيني است كه با آن مي توان
همة علوم را بهتر ديد، بهتر سنجيد و بهتر
در بارة آن ها قضاوت نمود. علم
قدرت مي گيرد پس
از اين كه چنين نور درخشاني زواياي تاريك
علوم را روشن كرد علم از اين نورافكن قدرت
مي گيرد و توسعه مي يابد زيرا ديدن باعث
فهم و فهم انگيزة تحقيق مي
شود.
وقتي دانشمندان با چراغ شگفت انگيز روشن
كنندة علوم همة پيچ و خمهاي علم را ديدند
دنبال آن را مي گيرند، در آن بررسي مي كنند
با اطلاع و بينش بيشتر در بارة آن مي كوشند
در راه گسترش آن اقدام مي كنند و به اين
ترتيب علم را روز به روز نيرو و قدرت مي
دهند. چنان قدرتي كه پيشرفت برق آساي آن
هيچ تناسبي با آنچه ديده و شنيده ايد
نخواهد داشت. روزنامه
اطلاعات چهارشنبه ششم خرداد ماه 1349،
شماره 13201 صفحه 3 سنگ
بي نظيري كه از ماه آورده شد. هوستون
- ديروز اعلام شد كه يك تكه سنگ ماه به
اندازه ليمو در ميان سنگهائي كه از ماه
آورده شده يافت شده كه از لحاظ شيميائي بي
نظير است و به شدت راديو اكتيو مي باشد.
عمر اين تكه سنگ 5/4 ميليارد سال است و
قديمي ترين سنگي است كه در ماه يافت شده
استاين سنگ بيش از 20 برابرسنگهاي ديگر
ماه اورانيم، توريوم و پتاسيم دارد. رنگ
اين سنگ بر حسب زاويه اي كه به آن نگاه
كنند فرق مي كند. اين سنگ توسط فضا نوردان
آپولو 12 به زمين آورده شده است.
|