تاريخ انتشار

شهريور 1381

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت

يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

 رهنمون حشمت الله دولتشاهي

كتاب مكانيسم آفرينش

خدا چيست و كدامست؟

تفسير آيه نور در سوره نور (بيست و چهار تا بيست و پنج)

الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوة[1] فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كانها كوكب دري يوقد من شجره مباركة زيتونة لا شرقية و لا غربيه يكاد زيتها يضيئي و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء يضرب الله الا مثال للناس و الله بكل شيئي عليم.

معني تحت اللفظي:  يزدان روشنائي آسمانها و زمين است. مثل نورش چون بلوري است كه در آن چراغي باشد، و چراغ در شيشه اي و شيشه در شيشه ديگر گوئي چون ستاره درخشاني است كه از درخت زيتون مباركي روشن شده كه نه شرقي است و نه غربي. زود باشد كه روغن آن چراغ روشن نمايد هر چند كه بان آتشي نرسيده، نور است بر نور، يزدان هر كسي را كه بخواهد بنور خويش هدايت كند و يزدان براي مردم مثلها زند و يزدان به هر چيزي داناست.

تفسير مختصر

الله نور السموات و الارض: يزدان نور آسمانها و زمين است. همه چيز از آنٍ او و وجود اوست، هيچ چيز خارج از او نيست و هر چه هست از اوست. هر گاه گوئيم چيزي غير از او و خارج از اوست سخن شرك گفته ايم. همه از اوست و جز او  چيزي نيست.

مثل نوره كمشكوة: نورش را اين چنين مثال زنيم كه چون بلور است. همانطور كه در بلور عكس اشياء منعكس گردد در او هم همه چيز هست. بلور است اما كدام بلور...

 فيها مصباح: بلوري است كه در آن چراغي هست، پس نور در خود اوست و خارج از او نيست، بر خلاف بلورهائي كه در دنيا مي بينيم. بلي بلوري است كه همه چيز در آن است و نورش از آن خارج نيست بلكه در خود اوست زيرا اصلأ خارج وجود ندارد. بلوري است قوي كه تمام ماديات و معنويات و آنچه هست در خود اوست و نور آن هم در خودش مي باشد. نفرمود بلوري است كه چراغ و نور در خارج آن باشد چنانكه نادانان الله را آنطور پندارند.

المصباح في زجاجه الزجاجه: هوا و مواد رقيقي كه اطراف آنرا احاطه مي كند مثال آنرا شيشه گفته اند چون از شيشه رقيقتر مثالي نتوان گفتن- اما اين شيشه و بلور و غيره همه در خودش است و ...........

كانها كوكب دري: اين بلور و چراغ و شيشه ها هميشه تلالؤ و درخشندگي و جلوه گري مي كند مانند ستاره درخشاني كه مي بينيم، اين ستاره هم در خود اوست و خارج نيست.

يوقد من شجرة مباركه زيتونه: اين همه روشني از يك درخت مبارك زيتون است. مثالي است كه منبع و منشاء وهمه اينها اوست ( البته مثال است چنانكه اول و آخر آيه تأكيد فرموده) عالم لايتناهي را به يك درخت زيتون مثل زده ميوه را بمنزله ستارگان قرار داده، چوب و برگ درخت و غيره را ساير قسمتهاي عالم دانسته، ولي اين اجزاء از او جدا نيست بلكه همه را روي هم درخت زيتون نامند، اينها همه جزء خود درخت است، اين درخت تشبيه عالم لايتناهي است، اما درخت معمولي نيست بلكه صفت چنين درختي آن است كه ...........

لاشرقية و لا غربيه: نه مشرق دارد و نه مغرب، نه بالا دارد نه پائين، نه اول دارد و نه آخر، چنان است كه همه چيزش در خود، از خود اوست در عين حال مكاني ندارد و بالا و اول و آخري نيست. آيا تشبيه و لساني به از اين توان گفتن؟

يكاد زيتها يضيئي و لو لم تمسسه نار: زود است كه روغن اين چراغ روشن كند هرچند كه آتشي بدان نرسيده است. نوري است كه از خودش است و خارج نيست. آري نور اين چراغ از خود چراغ است از خارج نرسيده، خودش در خودش است.

نور علي نور: نوري است بر نور، هرچه هست نور است و قدرت است و نور بر نور رويهم قرار گرفته بدون آنكه حدودي داشته باشد.

يهدي الله لنوره من يشاء: يزدان هر كه را خواهد بنور خويش رهنمائي فرمايد (از او بخواهيد كه شما را هم به نور خود هدايت كند و از حقايق عالم باخبر شويد)

يضرب الله الامثال للناس: يزدان براي مردم مثلها زند زيرا بدون مثل و تشبيه فكر مردم آماده فهم حقيقت و تشخيص واقعيات نيست.

و الله بكل شيئي عليم: يزدان به همه چيز داناست.



[1] مشكوه را بلور، چراغدان، آبگينه و اين قبيل ترجمه كرده اند.