فروردين 1382

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت وعظمت
يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني
رهنمون حشمت الله دولتشاهي
كتاب گلهاي راهنمايي جلد دوم
سير الي الله

دوران حيات

دربارة برخاستن انسان از خميرة عالمي و طي كردن دورانهائي از زندگي و بازگشت مجدد به سوي منبع و منشاء اصلي سخن گفته شده ولي آن را ديگران يك مطلب دور از واقعيت زندگي و يك مرحلة بسيار بعيد كه معلوم نيست چه وقت خواهد بود تصوركرده اند.

گفته شده انالله و انا اليه راجعون (ما از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم) اما چگونه از خدائيم و چطور از سوي او آمده ايم و چه وقت به سوي او بازگشت خواهيم نمود و اين سير را طي خواهيم كرد آنقدر اين مطلب را بعيد از زندگي پنداشته اند كه در حكم افسانه اي به نظر مي رسد در صورتي كه قضيه به همان سادگي است كه ظرفي از آب اقيانوس بردارند و دوباره بدان جا بريزند.

اشتياق به حق

بلي قضيه به همين روشني است و من كه اين حقيقت را به خوبي ديده و در نظرم مجسم گرديده است چنان در اشتياق رسيدن به حقيقت هستم كه روح خود را در زندان جسد مي يابم و به چنان حالتي دچارم كه هر لحظه اين مرغ آزاد مي خواهد از قفس فرار كند تا به معشوق واصل شود. اين حقيقتي زنده و روشن است.

عمري تلاش

من خود مي دانم كه عمري دور زده ام و پس از تحولات و طي مراحل و تحمل هزاران مشقت و سختي و ناراحتي و بيچارگي و فشار تازه به سر راه رسيده ام و اكنون خود را آزاد مي بينم. اين است واقع و حقيقت حال، مي خواهي بپذير يا رشك و حسد ببر اما نبايد ناگفته گذارم كه در تمام سختيها و مرارتها قانون نشاط را فراموش نكرده و سعي داشته ام تا آنجا كه مقدور بوده متبسم و خندان و مسرور باشم.

كساني كه در حقايق وحدت موشكافي كرده درست آن را بياموزند مي توانند به آنچه مي گويم برخورند و بدانند كه وقتي كسي از عظمت يك گلستان بهجت افزا آگاه باشد آن وقت به يك قفسي كه در گوشه اي از باغ آويخته باشند قانع نخواهد بود و روح او با اهتزاز و بي تابي پيوسته خواهان و آرزومند و مشتاق پرواز و آزادي است. خلاصه مطالب بالا در يك رباعي

روحم  بشده  اسير  زندان جسد                                                        خواهد بگريزد كه به معشوق رسد

عمري زده ام دوره رسيدم سر راه                                             آزاد شدم گر نبري رشك و حسد

شأن وحدت لايزال

اين  وحدت  نوين  جهان   لايزال  باد

نافذ  ز  نور  رحمت  عين  الكمال باد

دهرت  بساط  نغمة   وحدت  بگسترد

بر  خلق  حق  گذار   پيامم   زلال  باد

برخيزوگوش و هوش بده بر نداي حق

بر  شأن  وحدت آيت قدر و جلال باد

نور  غياب  حق به درخشيده در جهان

بر  روي  عاشقان  حقيقت  وصال  باد

در روزگار منشاء الهام (وحدت) است

ابلاغ  (يوم كامل دين)  بي   زوال  باد

منت  خداي  را  كه  به  فرمان  ايزدي

پاشيده  بذر  وحدت   دين:  اتصال باد

بايد  قبول كرد  به  وحدت زنيم چنگ

راه  سعادت  (واعتصمويت)  دلال  باد

با  فتنه و فسون نتوان زيست در جهان

برنامه  لازم  است  كه  صدر كمال باد

دوراناين زمان كه ستيزاست واختلاف

نجم  خجسته  مظهر  صبح  وصال  باد

وين  اقتصاد  ناقص  و   آشفتة  جهان

تبشير  راه  اعظم   و   پر   اعتدال  باد

حشمت  بيان  روشني  از لوح مي كند

بر  طالبان   ر ا ه   حقيقت   بذال   باد

دعا و تمنا

اميد است پاية بزرگ وحدت اديان كه حقيقت جهان است و تنها در اثر فهم و هوش و علم مردم در عالم استقرار و گسترش خواهد يافت تا ابد برقرار بماند و ديگر مجال پيدا نشود كه از فكر و مغز اشخاص خارج گردد و پس از اينكه راه رشاد و هدايت را دانستند ديگر از آن بازگشت نكنند.

پيوند با آفريننده

چون وحدت اديان وابستة به همة اديان جهان است و پيوند و اتصال ناگسستني با آفريننده دارد نفوذ و عموميت و پخش آن نيز با بالهاي نور رحمت خداوند انجام مي گيرد. عين الكمال يكي از بهترين اوصاف الهي است زيرا آنچه در عالم است به خودي خود كامل نيست و هميشه به سوي تكامل روان است. اما وجود الهي كه شامل عموم عالم است قابل تكامل نيست زيرا عين كمال است و كلية تكاملها براي رسيدن به آن كمال در حركتند.

جويندگان

اين حقيقت را بطور روشن مي گويم چون نيتم خالص است و از روي حقيقت بيان شده براي قبول دارندگان پيام من گوارا و شيرين خواهد بود. اين پيام اين است كه اگر مي خواهي مشي وحدت را بفهمي نظري دقيق و موشكاف به عالم بينداز زيرا حقيقت وحدت را از جهان بايد فهميد. چه آزمايشگاهي بهتر از جهان براي درك اين معاني خواهي يافت؟ احتياج به آن ندارد كه همة جهان را آزمايشگاه بداني بلكه به هر گوشه و به هر قسمت و بخش كه بدان دسترسي داري با نظر دقيق توجه كن تا اين نكته بر تو روشن شود كه عالم وحدت است.

به يك برگ سادة درخت نظر كن تا بداني كه از صدها عناصر مختلف و آب و هوا و خاك و مواد گوناگون تشكيل شده و حتي نيروي آفتاب و ساير كرات به آن ضميمه گرديده و همة اين نيروها دست به هم داده تا يك واحد برگ را ساخته اند و هزاران از اين واحدها به يكديگر متصل شده تشكيل واحد درخت را داده اند و هزاران واحد درخت به هم پيوند يافته واحد يك باغ را بوجود آورده اند و به همين ترتيب واحدهاي مختلف جهان به زمين پيوسته و زمين نيز به فضا متصل است و با ساير كرات پيوند دارد و همة اينها روي هم تشكيل عالم را مي دهد. بنابراين با دقت كردن در يك برگ درخت ناچيز مي توان حقيقت را به خوبي دريافت نمود.

همه جا وحدت است

به هر قسمت كه بهتر مي تواني در آن دقت كني و هر بخش كه بيشتر بر آن تسلط فكري و علمي داري همان را مورد دقت قرار ده. هيچ فرق ندارد. همه جا وحدت است. مي خواهي در لابراتوار انديشة خود به وضع بشر و روابط افراد انسان با انسان يا وضع موجودات زمين، يا نبات يا كرات يا هماهنگي عناصر در عالم يا تشكيل عالم از اتم، يا آب يا هوا، به هر چه ميل داري فكر و قواي دماغي را تمركز ده تا ببيني چگونه وحدت در آنها حكم فرماست. در حقيقت سراسر عالم مثل يك ميدان هنري است كه از هر سو نغمه اي از وحدت بگوش مي رسد. وحدت اديان نيز همين حال را دارد.

نغمة‌ عالمي وحدت

وظيفة ما در قبال اين موسيقي الهي نشاط انگيز كه در پهنة جهان هستي بلند است چيست؟ آيا بايد از شنيدن آن صرف نظر كنيم و گوشهاي خود را بر نغمات آن ببنديم؟ آيا بايستي مانند آن مسافر خواب آلود (كه سعدي عليه الرحمه مي فرمايد) از شيندن صوت دلكش مرغان صرف نظر نمائيم؟

دوش  مرغي  به   صبح   مي ناليد

عقل وصبرم ببرد و طاقت و هوش

يكي  ا ز   د و ستان   مخلص   را

مگر آواز  من  رسيد   به   گو ش

گفت   باور   نداشتم   كه   تو  را

بانگ  مرغي  چنين  كند  مدهوش

گفتم  اين   شرط   آدميت  نيست

مرغ  تسبيح  خوان  و من خاموش

اگر هوشيار و عاقل باشيم چشمهاي خود را باز كرده تجليات وحدت را در عالم وجود خواهيم ديد و گوشهاي خود را تيز كرده آهنگهاي دلفريب آن را خواهيم شنيد. صداي آن صداي حق و حقيقت است زيرا حقيقتي جز وحدت نيست. توحيد و وحدت و اتحاد همه از يك ماده و اصل آنها حاضر راستي و حقيقت موجود است.

به همين لحاظ است كه وحدت و هر چه در اين حيطه باشد و هر كه در اين راه بكوشد و هر قدمي كه در اين راه برداشته شود مشمول رحمت و قدرشناسي و عظمت است زيرا چيزي است كه مستقيماً با مافوق ترين نيروي قدرت و عظمت سر و كار دارد.

آشكارتر از آشكار

عرفا مي گويند كه خداوند از شدت وضوح و آشكاري از نظرها مخفي است چنانكه خود نور، اگر شيئي نباشد كه بر آن بتابد پيدا نيست و اين به علت وضوح و كمال آشكاري آن نور است. منظورشان اين است كه اگر بخواهيم نور را ببينيم لازم است چيزي مقابل آن گذاريم و تجربة آن اين طور است كه شب هنگام نور افكني را به سوي هوا متوجه كنيم. تا وقتي چيزي در مسير آن قرار نگيرد پيدا نيست اما هرگاه مثلاً پرده اي يا شيئي ديگر مثل هواپيما و غيره جلو آن قرار گيرد سفيدي پرده وجود نور را نشان مي دهد يا دسته اشعه اي هم كه برخي اوقات از نور افكن هاي استحفاظي هواپيماها ديده مي شود ذرات هواست كه توسط نور روشن مي گردد. به عقيدة آنها ذات مقدس پروردگار هم تا در مخلوق تجلي نكند قابل رؤيت نيست و اين همه تجليات گوناگون كه در سراسر عالم وجود از اشياء و مخلوقات ديده مي شود مظهر وجود او و نشانة‌ اوست.

ما هم مي گوييم كه برق به خودي خود قابل ديدن يا لمس كردن يا شنيدن يا بوئيدن نيست اما وقتي در اشياء و آلات مختلفة‌ برقي تجلي نمايد بر حسب سازمان آن آلات قابل ديدن، شنيدن و بوئيدن است چنانچه اين نوع تجليات به منزلة لامپ است به محض اينكه به برق اتصال يافت تجلي و تراوش مي كند. تجلي ذات باري هم در عالم بوسيلة روح كه امر اوست به همين گونه است.

چرا غايب گويند

بنابر اين با اين همه وضوح خدا را غايب مي دانند براي اينكه نمي توانند همة عالم را يكجا بنگرند و بشر چنين احاطه و قدرتي ندارد فقط تجليات آن را تا آنجا كه برايش ميسر و مقدور است مي نگرد و اي عجب با اين همه مظاهر ذات بي چون پروردگار را غايب مي دانند در حالي كه واضح و روشن و آشكار و تابان است.

در هر حال آن نور آشكاري كه غايب مي دانند اكنون در جهان درخشيده و روشن شده و همه از آن آگاه مي شوند و غيبت به ظهور رسيده است و جاي آن دارد كه عاشقان حقيقت از اين مژدة وصال كه آن را فراق و غيبت مي پنداشتند جانها بيفشانند.

خوشوقتم اين حقيقت را بگويم كه وحدت اديان براي جهانيان منشاء الهام گرديده و با صداي رسا حكم: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي (امروز دين را بر شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم (مائده- 3) را بر جهان ابلاغ مي كند و آن را اصلي بي زوال و از بين نرفتني اعلام مي دارد.

بذر وحدت

همچنين يزدان مقتدر دانا و توانا را سپاسگزار است که با كمال توفيق بذر وحدت ديني را در جهان پاشيد و اتصال اديان جهان را پايه گزار و مسبب گرديد.

وحدت و اسلام

مسلمانان عزيز از همة اديان ديگر براي قبول اين حقيقت آماده ترند و بهتر به وحدت چنگ مي زنند زيرا راهنماي آنها فرمايش بزرگ قرآن مجيد كتاب پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله است كه فرمود: (و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا) اين فرمان عمومي است و مخصوص مسلمين تنها نيست. اگر منظور تنها مسلمين مي بود مي فرمود: اي جميع مسلمين چنين اتحادي داشته باشيد. ندا عام است و جنبة‌ كلي تام دارد و به تمام افراد بشر خطاب شده است. منظور از ريسمان خدا چيست؟ منظور همين روابط و پيوندهائي است كه عالم وجود را به هم متصل مي سازد و همة مخلوقات را به يكديگر و به آفريننده اتصال داده است. براي تعبير چنين پيوند محكم و استوار و ناگسستني وحدت با در نظر گرفتن وضع زمان و شنوندگان و عامة مردم كه مخاطب اين سخن هستند لفظي بهتر از حبل يا طناب به نظر نمي رسد. بنابراين همة بشريت بايد گوش به نداي اتحاد اديان دهند و از آن پيروي كنند و از مراتب اتصال و پيوند عالمي موجودات تبعيت نموده و خود را به اين اتحاد عالمي محكم سازند. البته در اصل اتحاد هست چه بخواهيم و چه نخواهيم منتها مسأله در درك و قبول و فهم است كه در عمل مي آيد و رفتار انسان را با وحدت عالمي موزون و هم آهنگ مي سازد.

فتنه و فسون

امروز مي بينيم اكثر روابط اجتماعات از كوچك يا بزرگ بر روي پايه هاي لغزاني بنا شده است. با اينكه همه به چشم مي بينند دنياي امروز تا حدودي اتصال و اتحاد را در عمل اجرا كرده و ارتباط هايي در تمام شئون در جهان برقرار گرديده ليكن چون به كنه و ريشة وحدت عالمي وارد نشده اند پاية اتحاد را نيز بر روي ستونهاي لرزان نفاق و كينه و خودخواهي و ستيز قرار داده اند. بدين جهت نمي توانند چنانكه بايد از مزاياي اتحاد بهره برداري نمايند. يعني به جاي اينكه از اين قسمت ارتباط و برقراري وصلت استفادة شايان ببرند و معذلك چون دقت كافي و تمركز لازم را مبذول نمي دارند باز هم در صدد نفاق بر مي آيند.

برنامة محبت

برنامة وحدت بر اصول محبت و عشق استوار گرديده و پيوند و اتصال آن مهر عالمي است ولي تنها محبت براي درمان دردها كافي نيست و عوامل ديگر هم ميخواهد كه برنامه را تقويت كند. پس از دانستن حقيقت وظيفة بزرگان و پيشوايان ملتها در همة جهان و علماء و دانشمندان و روشنفكران كلية اقوام و اديان است كه اين حقيقت را درك كرده و وحدت را در بين جامعة خود شايع كنند و ملتها را از اين نعمت بزرگ محبت و اتحاد و برادري و برنامه هاي منظم آن برخوردار سازند تا وحدت و صلح جهاني بطور عملي برقرار شود.

اقتصاد خانواده

بايستي خانواده در امور اقتصادي و مالي برنامة صحيح و قوي داشته باشند و پاية اصلاحات از آنجا شروع شود زيرا اساس اختلافات هم از اين امر ناشي مي گردد. سپس بايد روابط همسايه ها و افراد جامعه بر محبت و حسن نيت و كمك و فداكاري متقابل بنا گردد و وقتي اين اصول در خانواده و جامعه اجرا شد به طريق اولي در روابط بين ملتها و دولتها هم تأثير خواهد بخشيد و به جاي ايجاد فتنه و آشوب يا انجام اعمال خدعه آميز پاية كار بر خدمتگزاري به بشريت استوار مي شود و چون نيتها پاك شود عمل هم بسيار آسان و روشن و صريح خواهد بود.

شب تاريك و سحر روشن

اين نكته بر روشنفكران مشهود است كه اگر روزي بحران فعلي به شدت رسيد و جرقه هاي آتشي كه در هر گوشه پراكنده است به انبار باروت اصابت كند و جنگ اتمي در عالم برقرار گردد چه مصيبتي عظيم بار مي آورد. پس بر زمامداران عاقل و روشنفكر است كه با توجه به اين حقيقت جلو اين بليه را بگيرند.

اميد جهان بر پاية اين حقيقت است كه وحدت را درك كرده و از نعمت آن استفاده كنند و مانع از آن شوند كه آتش جنگ و اختلاف عالم گير گردد. بنابراين ستارة درخشاني كه در اين تيره شب به نظر مي رسد مژده مي دهد كه صبح وصال نزديك است كساني كه در بيابان در ظلمت شب گرفتار آمده و طلوع ستارة درخشان سحري را درك كرده اند معني اميدواري و مژدة روشنائي را خوب مي دانند.

هرج و مرج اقتصادي

بي نظمي فعلي اقتصادي ك در دنيا حكمفرماست مولود همين بي نظمي است كه در واحد خانواده وجود دارد. جوامع نمي توانند بودجة خود را اداره كنند و با وام گرفتن امور خويش را انجام مي دهند و ملل نيز تعادل بودجه ندارند و كارشان وام گرفتن از يكديگر است. عدم تعادل اقتصادي در همه جاي دنيا ديده مي شود به طوري كه برخي جوامع از زيادي توليد دچار هراس شده و به بحران هاي سخت دچار مي گردند كه گاهي مجبورند در اثر اين بحران محصولات خود را به دريا ريزند يا بسوزانند در حالي كه ملل بسياري در جهان با گرسنگي دست به گريبانند. در اثر استقرار وحدت و برادري و محبت تعادل بين اين افراط و تفريط ايجاد شده و همة دنيا از اين نعمت عظيمي كه تصور سعادت آن امروز مشكل است برخوردار مي شوند.

هرج و مرج اقتصادي باانواع صورتها در دنيا وجود دارد و اين همه مكتب هاي مختلف و راه حل هاي گوناگون كه پيشنهاد شده خود نشانه اي از اين هرج و مرج و عدم تعادل است و در عين حال اين اوضاع آشفته و بي بند و بار كه حكم فرماست بشارتي است كه راه معتدلي به وجود خواهد آمد زيرا هر چيزي كه به افراط برسد عكس العمل خواهد داشت.

اين است مطالب روشن و واضح و آشكاري كه بي پرده از حقايق الهي بر طالبان راه حقيقت عرضه ميدارم و اميد است مورد قبول قرار گيرد.