تاريخ انتشار

تيرماه 1382

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت

يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

رهنمون حشمت الله دولتشاهي

كتاب گلهاي راهنمايي جلد دوم

سخن گفتن

به  روشن   بيني   و    فكر   توانا

به  تدبير   و   خرد  با  چشم   بينا

ز  خاموشي    خصالي   به  نباشد

كند  صحبت  به  موقع   مرد   دانا

نمي گويم  دهان   مگشا  به گفتار

نكو گو وقت حاجت  هست  رعنا

كه  باشد  هر   مقامي   را   كلامي

چو  ناطق  را  روش  باشد به اسنا

به   هنگام   سخن   لغزش  نشايد

كه  خاطر   را  ملال  آرد  در  اثنا

وقار و  صبر  و  گفتن   با   متانت

كمال   عقل   انساني   است   مانا

طريق حشمت است اين درس تنزيل

چنين  آمد  بيان  بر   پير   و   برنا

وسيله سخنگوئي

خداوند متعال وسائلي به انسان عطا فرموده تا احساسات درون خود را به ديگران بيان دارد. اين وسيله دهان و زبان است كه از راه حس گويائي و دستگاه مخصوصي كه در مغز و كالبد انسان قرار داده شده به وسيلة هوائي كه از حنجره عبور مي كند و به وسيله حركات لازم در زبان و در لبها و دهان اصوات بيرون مي آيد و آن را سخت گفتن مي نامند.

دست به چه كار مي آيد ؟

دست براي كار كردن به انسان داده شده، وقتي بخواهيم باري را از زمين بلند كنيم، بايد عضلات دست را آماده ساخت، بار را گرفت و آن را به ارتفاع لازم از سطح زمين برداشت. آيا ديده ايد عاقلي پيدا شود كه بدون احتياج به برداشتن بار يا انجام يك كار، بيهوده دست خود را تكان دهد و بالا و پائين بياورد و جنبشي كه براي انجام يك عمل لازم است به طور هرزه و بيهوده به بازوي خود بدهد؟

عاقل دست را بيهوده حركت نمي دهد

البته مي گوئيد چنين كاري را در فرد عاقل نديده ام و انتظار نداريم. درست است اما همين افراد كه ادعاي عقل و خرد مي كنند و از تكان دادن بيهوده و بي مصرف دست خود ابا دارند دستگاهي را كه براي سخن گفتن به آنها اعطا گرديده بيهوده و نابجا مصرف مي نمايند.

صرفه جوئي

با رعايت كردن امساك در كلام كه بيان خواهد گرديد انرژي و نيروي مغز و حافظه كه صرف سخن گفتن مي گردد صرفه جوئي مي شود زيرا بيهوده مصرف نشده و زائد نگفته. آيا اين امر براي بشر بهترين درس نيست؟ آيا هيچ ديده شده كه آدم عاقلي اتومبيل نويي را بنزين و روغن كند و بيهوده از اين طرف به آن طرف بدون هيچ مقصد و هدفي آن را راه ببرد و نيرويش را مصرف نمايد و ماشين را مستهلك كند؟ كمتر كسي هست كه چنين عملي انجام دهد زيرا ضرر مادي آن را بالعيان مي بيند اما بسيارند اشخاصي كه انرژي مغز و كالبد خود را كه از راه زبان مصرف مي شود بيهوده به كار انداخته ساعتها كلام بيهوده و بي فايده و بي نتيجه و بي مقصد مي گويند. آيا انرژي عزيز و با ارزش و قدرتمند مغز و كالبد از يك ماشين و چند ليتر بنزين كمتر ارزش دارد؟

كم سخن گفتن علامت رشد است

اين نكته را بايد بدانيد كه بشر هنگامي به پايگاه رشد مي رسد كه در سخن گفتن صرفه جو و در رفتار بردبار و صبور باشد، كم بگويد و بسيار بردباري كند. براي مردمان عاقل و فهيم بسيار سخن گفتن صلاح نيست و بايستي بيشتر شنيد. هنگامي كه كسي با شما سخن مي گويد مطلب او را به دقت بشنويد و بسنجيد. آنگاه به طور مختصر و مفيد جواب گوئيد زيرا در بسيار سخن گفتن ممكن است اشتباهي رخ دهد و ماية گمراهي و آزار طرف گردد.

زبان را به لقلقة بيهوده عادت ندهيد

آري زبان و دستگاه سخنگويي براي آن اعطا شده كه آنرا براي منظوري درست، هدفي صحيح و بجا بكار اندازند اما بيشتر مردم را عادت بر اين امر ناپسند بلكه زيان بخش جاري شده كه سخن خود را در راههاي نامناسب، غير لازم، هزل، بيهوده و نابجا بكاراندازند. نه تنها سودي از اين عمل آنها متصور نيست بلكه زيان آن مسلم است و كوچكترين زيان آن مصرف انرژي و قدرت بدني در راه هرز و بيهوده است. مثل آبي است كه آن را هرز در بيابان رها كنند و هدر بدهند و مثل پولي است كه در طريق باطل و غير لازم مصرف گردد در حالي كه انرژي بدني هم از پول و هم از آن آب مهمتر است. زيرا هر چيز خوب در عالم هست توسط انرژي بدني بشر قابل حصول است. هم پول و هم آب بوسيلة كوشش انسان پيدا و قابل استفاده مي شود.

سخن بيهوده نابجا است

پس روشن گرديد كه بيهوده سخن گفتن بسيار نابجا است و اگر انسان بخواهد اين روش را اختيار كند خاموشي از آن خيلي بهتر است و در اين مورد بايد گفت كه بهتر از خاموشي صفتي وجود ندارد. مرد دانا آن است كه خاموشي اختيار كند و به موقع براي كار لازم سخن بگويد نه اينكه انرژي بدني خود را در صحبت به طور هرز در بيابان محيط بفرستد.

روش سخن گفتن

البته مقصود آن نيست كه كسي صحبت نكند بلكه فقط بايد صحبتي كرد كه نكو و پاكيزه باشد و سخني نيكو شمرده مي شود كه به موقع باشد يعني به آن حاجت افتد. مرد روشن بين و عاقل و يك فرد كه با اخلاق وحدت مجهز است، روشن بين است يعني مي داند كه مقام كلام كجا است و هر سخن را چه مقامي است و چه موقع بايد سخن گفت و چه موقع بايد خاموشي گزيد. او مي داند كه هر وقتي اقتضاي چه سخني دارد. روشن بيني، ناطق را در مورد نحوة كلام يا سكوت رهبري مي كند و بهترين بيان را براي بهترين موقع بر مي گزيند.

سنجش كلام با تفكر

او كلام خود را با فكر توانا مي سنجد و قبل از اين كه بر لب آورد، درست دربارة آن فكر مي كند و آن را سبك و سنگين مي سازد و كليه روشهاي تدبير و خرد را در بارة آن اجرا مي كند و وقتي كلام را بر زبان جاري مي سازد كه از كلية‌ بوته هاي آزمايش عقل و تدبير بيرون آمده باشد. آنگاه با بصيرت سخن مي گويد يعني خوب مي نگرد كه اين كلام مثل تيري كه به هدف معيني زده شود براي چه هدفي در نظر گرفته شده. او تير را به طور هرز با چشم بسته و كوركورانه رها نمي سازد بلكه براي آن هدف در نظر مي گيرد.

دقت در سخن

اين نكته را بايد هميشه به خاطر بسپريد، مبادا صحبتي كنيد كه از آن گزند روحي يا جسمي به كسي وارد شود. در حقيقت روزه و امساك در كلام بهمين مقصود است. هر كس صحبت زائد بيشتر كند بيشتر در معرض لطمه خوردن از اين راه است. چون اشخاص بي شكيب و بي رويه در جامعه هستند و سخن دهان به دهان منتقل مي شود بسياري از سخنها كه بدون قصد از دهان خارج مي شود و ظاهراً به نظر گوينده فايده يا ضرري ندارد در اثر دهان به دهان گشتن ايجاد ضرر مي كند و جلو خيرها را سد مي نمايد.

مثلاً شما براي كسي كاري انجام داده ايد و از كمك چند نفر در اين راه استفاده كرده ايد. چه لزومي دارد اين مطلب را به اين و آن بگوئيد. ممكن است آنهائي كه از روي نيت خير با شما كمك كرده اند از شايع شدن اين مطلب ضرر ببينند و يا اشخاص در اثر اين شهرت به ايشان هجوم كنند و نتوانند تقاضايشان را برآورند و باعث خجلت و ناراحتي و زيان آنها گردد. آن وقت شما در مقابل عمل خيري كه آنها در حقتان كرده اند پاداش نامناسب داده ايد. آيا درست است؟

خودداري از لغزش

از ديگر قواعد كلام خودداري از لغزش است و اين كار با توجه و دقت و تفكر و تمرين هاي شايسته انجام مي شود و هر كسي بايد در سخن گفتن تمرين كند و بر اجتماعات صحيح و مكاتب تربيتي است كه اشخاص را در سخن گفتن عادت دهند و به تمرين و ورزش وادارند. لغزش در كلام باعث ملال خاطر و تخفيف و كوچك كردن گوينده خواهد شد.

اشتباه قابل برگشت نيست

بارها اتفاق افتاده كه شخصي از روي عدم تفكر و غفلت و نسنجيدن و دقت نكردن كلامي بر زبان آورده كه باعث زحمت و گرفتاريهاي غير منتظره براي خود او گرديده يا اينكه باعث رنجش و ملالت مخاطبان او اعم از نزديكان مثل زن و فرزند و خويشان يا بيگانگان شده است. كلامي كه از دهان خارج گرديد برگشت آن امكان ندارد و هر چند كه گذشت زمان يا معذرت خواهي و رفع و رجوع كردن تا حدي مي تواند شدت ملال را تخفيف دهد اما آثار آن را به طور كلي نمي زدايد. معروف است كه مي گويند كلام تا از دهان بيرون نيامده بنده تو است و چون بيرون آمد تو بندة اوئي زيرا بسا اتفاق افتاده كه زبان سرخ سر سبز را بر باد داده است. پس چه بهتر كه بياموزيم و تمرين و ورزش كنيم و بسنجيم و دقت و تفكر روا داريم كه اصولاً كلام زشت و نامناسبي از دهان ما خارج نگردد كه ناچار به معذرت و ترميم آن باشيم.

متانت و صبر

در هنگام سخن گفتن اتخاذ وقار و متانت كامل و صبر و خودداري از عجله و شتاب نشانه كمال عقل و خرد سخنگو است. اين است موجزي از آداب بيان و سخن گفتن كه طي شعر و نثر براي آموزش پير و برنا و مرد و زن بيان داشتم و اين است روشي از وحدت براي آموزش فن كلام و سخنگويي اميد است مورد استفاده همگان قرار گيرد.

يك نصيحت از وحدت

آنانكه روش خود را مبارزه با ساير اديان و بدگويي و تخطئه و تخريب مذاهب ديگر قرار داده اند ناچار مقداري از وقت و نيروي گرانبهايشان در اين راه مصرف مي شود و چيزي كه ما به ازاء اين عمل دريافت مي دارند جز مشتي كلام درشت و سخن ناروا از قبيل همان سخناني كه خود گفته اند نيست و اين مبارزه متقابل همچنان ادامه مي يابد و به طور تصاعدي وسعت مي گيرد. در حالي كه اگر انسان روش وحدت و مسالمت و محبت را پيش گيرد در مقابل جز محبت و كلام پاكيزه نخواهد شنيد. خداوند يار و ياور كساني است كه روش وحدت و اصول پاكيزه آن را اختيار مي كنند.