|
بااجازه
مافوقترين
نيروي قدرت و
عظمت
يك
محيط سعادت
درخشنده و
حدت نوين
جهاني
رهنمون
حشمت الله
دولتشاهي
كتاب
گلهاي
راهنمايي
جلد دوم
رهايي و
نجات
پرتگاه
سقوط
با
اين كه وضع
پيشرفت و
ترقي علمي
امروز در حال
افزايش است و
سطح همة
كارها رو به
صعود و ترقي
سير مي كند،
معذالك گاهي
اعمالي از
بشر امروز
ديده مي شود
كه دنيا را به
سوي پرتگاه
جنگ مي كشاند
در اين عالم
وحدت كه همة
موجودات با
يكديگر
همكاري مي كنند و از
هم جدائي
ندارند
بايستي
همكاري و
همفكري شعار
همگان باشد. در
بدن انسان كه
ميلياردها
موجودات
مختلف با
يكديگر
زندگي مي
كنند هنگامي
كه
همة اين
ياخته ها و
سلول ها منظم
و مرتب بوده و
تعادل داشته
باشند در
كمال صلح و
صفا با
يكديگر
زيسته و جز
شعار همكاري
و همفكري
كاري انجام
نمي
دهند
و اينها تنها
در موقعي دست
به مبارزه مي
زنند كه از
خارج ميكرب
هايي مانند
ميكروب سل،
جذام و غيره
وارد بدن مي
شود
كه در آن حال
نيز همة
عوامل و
سلولها و
قدرتها و
نيروهاي بدن
دست بهم مي
دهند
تا آن مزاحم
تعادل را از
بين ببرند.
بشر
بايستي از
نزديكترين
سرمشق يعني
همين بدن
خودش درس
بياموزد. مگر
نه اين است كه
افراد بشر در
تمام كرة
زمين همگي
خواهران و
برادران
يكديگرند و
كرة زمين حكم
خانه اي براي
خانوادة
بشري است؟ پس
چرا با هم
بستيزند و به
اضمحلال
يكديگر
پردازند؟
فكر
جنگ
در
هر حال
بايدگفت
انساني كه
خود را عاقل
مي داند مغز
خود را با فكر
جنگ سخت
مشغول كرده و
با اين كه خود
به خوبي از
خطرات و
عواقب وخيم
آن آگاه است و
چشمش به
نتايج شوم آن
باز مي باشد
با اين حال
مانند افراد
كور در چاه
گمراهي
افتاده است.
وظيفه
آگاهان
حال
كه چنين است
چه بايد كرد و
وظيفة افراد
صالحي كه اين
حقيقت را مي
دانند چيست؟
آيا چارة جنگ
با جنگ است و
آيا بايد
فاسد را با
افسد دفع
نمود؟ آيا
كوري كه از
روي ناداني
ممكن است در
چاه افتد
نبايد به او
تذكر داد كه
راه و چاه در
جلو است و خط
سقوط در پيش؟
آيا اين بهتر
است، يا
اين كه
بگوئيم
بگذار در چاه
بيفتد و
بميرد و به
مكافات عمل
خود برسد،
بگذار تا
بيفتد و بيند
سزاي خويش؟
رسم
جوانمردي
كسي
كه واقف است
وظيفه دارد
آن كس را كه از
غفلت در
گمراهي
افتاده نجات
دهد به هر
صورت و هر كس
مي خواهد
باشد. آنهائي
هم كه از
جهالت در چاه
يا پرتگاه
شقاوت
افتاده اند
هر كه باشند
برادران ما
در عالم
وحدتند و علت
اين سقوط
آنها محدود
بودن فكرشان
در عالم
معنويت است و
ما هم
ناچاريم به
آنها تذكر
دوستانه
بدهيم خواه
قبول كنند يا
نپذيرند.
اختلاف
افراد
اختلاف
سازمان
مكانيسم
مغزي افراد
ايجاب مي كند
كه مغز هر كسي
در قسمتي كه
مقدر است قوي
تر باشد. ممكن
است كسي در
امور علمي،
صنعتي و يا
ساير قسمتها
خيلي فكور و
پيشرفته
بوده اما در
معنويات رشد
فكري لازم را
كه منجر به
هدايت مي شود
نداشته باشد.
لذا بر كساني
كه خود بر اين
حقيقت
واقفند و فكر
خود را در اين
قسمت
پيشرفته مي
دانند واجب
است كه آنها
را آگاه
سازند.
نجات
با ريسمان
محبت
عمل
نجات معنوي
حفظ گمراهان
در معرض سقوط
تنها به
وسيلة
ريسمان محبت
انجام پذير
است و بس. طفلي
كه در اثر
شتاب و عدم
توجه ممكن
است بيفتد و
پيشانيش
ضربه ديده و
متورم گردد
را نمي توان
او را با زدن
ضربه هاي
ديگر بر روي
همان محل درد
معالجه كرد.
بلكه بايد با
آرامش و نرمي
و گذراندن
كمپرس هاي آب
گرم آثار آن
ضربه را از
بين برد. در
مورد كساني
كه گمراهند
بايد چنين
محبتي بكار
انداخت.
خطر
سقوط
بديهي
است اين كار
آسان نيست
زيرا سقوط در
گرداب دشمني
و جنگ براي
بشر خطرناك
است لذا
داروي آن كه
محبت و مدارا
و مهر
انسانيت است
نيز بايد
خيلي بزرگ و
قوي باشد و
همة افرادي
كه باين
حقيقت
واقفند بايد
دست بدست هم
دهند و
محبتهاي
يكديگر را به
هم توأم
سازند تا
بتوانند اين
درد را درمان
نمايند.
همكاري
در راه حق
زماني
در شهري سيل
آمد و وسائلي
براي
جلوگيري از
آن نبود لذا
اهالي شهر هر
كدام از منزل
خود كيسه ها و
سبدهائي كه
داشتند
بيرون
آوردند به
طوري كه
مجموع تعداد
آنها هزاران
گرديد و آنها
را پر از خاك و
سنگ كردند و
با همكاري
يكديگر جلو
سيل ديواري
كشيدند تا
توانستند
سيل را
برگردانند.
در مورد
بلاياي
معنوي هم
بايستي چنين
همكاري
مجدانه اي
توسعه يابد و
همة افرادي
كه به حقيقت
واقفند و سخن
حق را زودتر
قبول مي كنند
كلية نيروي
محبت و مهر
خدادادي را
كه در قلبشان
است روي هم
گذارده به
كار اندازند
تا نيروي
دشمني و
عداوتي را كه
امروز بر
افراد بشر
غالب شده فرو
نشانند. اين
است يكي از
آمال وحدت كه
در راه آن مي
كوشد.
فوايد
اتحاد اديان
اتحاد
اديان قادر
است اين عمل
را انجام دهد.
آيا سزاوار
نيست كه
خداپرستان
همه كيش ها و
كليه كساني
كه حس
انسانيت
آنها بيدار و
مجهز است از
هر دين و
فرقه،
نيروهاي
محبت خود را
با يكديگر
توأم سازند
تا با يك قدرت
واحد
بتوانند
بشري را كه به
راه جنگ مي
رود از خطر
سقوط نجات
بخشند؟ آيا
صلاح نمي
دانيد كه
همگي در راه
وحدت اديان
بكوشيم تا
بشر را براه
سعادت و صلاح
آوريم؟
خداوند يار و
ياور همه
باشد و ما را
از پرتگاه، نجات
بخشيده و به خير و
صلاح رهبري
فرمايد.
خلاصه
مطالب بالا
در يك دو بيتي
هان فكر جنگ
بر سر آدم
گرفته راه
با چشم باز
ليك چو كوران
فتاده چاه
بايد
بريسمان
محبت
بيرون
كشيد
نادان كوره
فكر زچاه و
ز پرتگاه
|