|
بااجازه
مافوقترين
نيروي قدرت
وعظمت
يك
محيط سعادت
درخشنده
وحدت نوين
جهاني
رهنمون
حشمت الله
دولتشاهي
كتاب
گلهاي
راهنمايي
جلد دوم
راه
و رسم سخاوت
راه
محبوب شدن
بهترين
راه و رسم
محبوب شدن در
ميان خلق و
جلب محبت
خالق اعظم
همانا احسان
و اكرام است.
آن كسي
كه خواستار
است مفهوم
خطاب و لقد
كرمنا بني
آدم، آدمي را
با خلعت
كرامت
آراسته
كرديم (الاسراء
- 70) آراسته
شود، آن
كسي كه مي
خواهد در
ميان مردم
زمان خود در
بين
معاشرين،
آشنايان و آن
كسان كه
در زندگي با
آنها مربوط
است داراي
شخصيت و
محبوبيت و
قدرت گردد،
آن كسي
كه مي
خواهد
خداوند او را
دوست بدارد و
بندگان
خداوند نيز
وي را دوست
داشته باشند
بايستي
سخاوت داشته
باشد.
شرايط
سخاوت
اما
سخاوت
شرايطي دارد.
تاكنون
خوانده و
شنيده ايد كه
براي سخاوت
مثلهائي مي
زنند و
اشخاصي را از
قبيل حاتم
طائي و معن
ابن زائد
شاهد مي
آورند و در حق
آنها مطالبي
حقيقي يا
افسانه مي
گويند و به
عنوان درس
سخاوت به
مردم تلقين
مي كنند.
مثلاً
كسي به نزد
حاتم طائي
آمد. اسب
محبوب او را
كه ده ها هزار
دينار مي
ارزيد و حاضر
نبود به هيچ
قيمتي از آن
جدا شود
خواستار
گرديد. شب كه
وارد شد چون
حيوان ديگري
در دسترس
نبود حاتم
دستور داد آن
اسب را ذبح
كنند و براي
مهمان شام
تهيه نمايند
و بعداً كه
مهمان مقصود
خود را بيان
كرد حاتم با
عرض مراتب
تأسف گفت كه
همان اسب را
ديشب براي
تهيه غذاي تو
ذبح كرده ام.
داستان
معن ابن زائد
يا
در بارة معن
ابن زائد مي
گويند كه
شاعري در پشت
قصرش در كنار
جوي آبي كه
داخل قصر مي
شد نشسته بود
و قصيده اي در
مدح او گفت و
روي آب گذاشت.
معن در داخل
قصر كنار جوي
بود و وقتي كه
آب شعر را
آورد هدية
بزرگي براي
شاعر فرستاد.
شاعر وقتي
اين جود را
ديد عمل را
تكرار كرد و
باز جايزه اي
دريافت نمود
و آنقدر اين
كار تكرار شد
كه معن گفت
اگر تمام
زندگي مرا مي
خواست به او
مي دادم.
داستان
پيرزن
يا
در بارة
پيرزن
صحرانشيني
مي گويند كه
تمام
دارائيش فقط
يك بز بود كه
از شير آن
زندگي مي كرد
و هنگامي
كه شبي
مهماناني به
او رسيدند (كه
حاتم هم جزء
آنها بود) چون
چيزي براي
پذيرائي
آنها نداشت
دستور داد
پسرش همان بز
را بكشد و نزد
مهمانان
آورد. حاتم
تصديق كرد كه
اين زن از وي
سخي تر است.
اينها
سخاوت نيست
بطور
خلاصه با ذكر
اين
گونه
امثله كه به
منظور درست
كردن مقام
براي حاتم
طائي و دادن
سرمشق براي
سخاوت است،
مي خواهند
راه و رسم
جوانمردي را
بياموزند در
حالي
كه اگر
افراد بشر
تصميم
بگيرند كه از
اين روش
تبعيت
نمايند
كارشان به
تباهي مي
كشد. زيرا
اين اعمال
سخاوت نام
ندارد بلكه
روش جنون (ساديسم)
است. اگر كسي
به خاطر يكشب
پذيرايي از
مهمان يك
مالي را كه
چندين هزار
دينار مي
ارزد از بين
برد يا يگانه
ماية زندگي
خود را
بيفكرانه و
ديوانه وار
بكشد نام اين
را جز جنون چه
بايد گذارد؟
اگر به خاطر
پرداخت صله
به يك شاعر
بيكار تمام
ثروت خود را
مي بخشد آيا
روش عقل و خرد
است؟
اگراينهاراخرد
به ناميم اسم
عقل را رسوا
كرده ايم.
اسراف
و تبذير است
اگر
اينها را
سخاوت مي
نامند پس
اسراف و
تبذير كه در
همة اديان و
روشهاي
اخلاقي
تقبيح شده،
چيست؟ مگر نه
آن
است كه در
قرآن فرموده:
ان المبذرين
كانوا اخوان
الشياطين (الاسراء
- 27) اسراف
كاران
برادران
شيطان هستند.
داستان
است نه حقيقت
اين
قبيل امثله
كه به خيال
خود براي
هدايت بشر و
دادن سرمشق
سخاوت ساخته
اند صحيح
نيست. به همين
دليل است كه
اثر خود را
نبخشيده و
تنها به
عنوان يك
داستان
شيرين براي
وقت گذراني
مورد
استفاده
قرار گرفته و
آموزندة
اخلاق نبوده
است.
سخاوت
نه اسراف
سخاوت
عمل بسيار
خوبي است ولي
جنبة افراطي
آن كه تبذير و
اسراف نام
دارد نه تنها
مستحسن نيست
بلكه بسيار
زشت است زيرا
بر هم زنندة
نظم زندگي و
از بين برندة
تعادل و مانع
گذشتن عمر به
خوشي و راحتی
و باعث ايجاد
دردسر و رنج و
انواع و
اقسام
ناراحتي ها
است.
اعتدال
در سخاوت
در
سخاوت بايد
اعتدال را
نگاه داشت و
با حساب صحيح
و منظم زندگي
بايد مقرون
باشد و مانع
نظم اقتصادي
خانوادگي
نگردد. در
بارة تنظيم
زندگي
اقتصاد
خانواده
بعداً به
تفصيل در
كتاب خاصي
بحث خواهد
گرديد و اين
روش اقتصادي
وحدت خواهد
بود كه زندگي
خانواده ها
را نظم مي
بخشد و با آن
نظم زندگاني
اجتماع هم
منظم خواهد
شد.
تنظيم
بودجة زندگي
وقتي
بودجه
خانوادگي بر
اساس اين نظم
درست و صحيح
كه با حساب
رياضي منظم
مي گردد مرتب
گرديد و سهم
هر فرد از مرد
و زن و اطفال
معين شد شخص
اگر خواست و
توانست از
سهمية خود
كه مازاد بر
احتياجات
ضروري اوست
ببخشد و
احسان كند
بسيار خوب و
به جا است و
تجاوز كردن
از آن و
مخصوصاً
بخشيدن از
سهمية زن و
فرزند يعني
حق ديگران نه
تنها سخاوت
نيست بلكه
تجاوز به حق
كسان است. اين
موضوع در
كتاب
اقتصادي با
تفصيل بيشتر
بيان خواهد
شد.
سخاوت
نهاني
نكتة
ديگري كه
بايد در
سخاوت مورد
توجه گردد
سخاوت نهاني
است. هر چند
وحدت مخالف
با عمل خير به
طور علن نيست
بلكه آن
را تجويز
مي كند و
موافق است كه
از آن
جائي
كه اعمال
خير انجام مي
دهند تشويق و
تقدير به عمل
آيد تا سرمشق
سايرين گردد
و عمل خير
شايع شود و در
جهان نظير
بسيار پيدا
كند اما
كساني
كه حس
خداپرستي و
انسانيت
آنها قويتر
است و مايلند
فقط به خاطر
خدا و شرافت
بشريت عمل
خير انجام
دهند سخاوت
خود را
پنهاني
بصورت عمل در
مي آورند و
حتي كاري مي
كنند كه آن
كس كه
متنعم از لطف
آنها شده است
مطلب را
نداند و
نفهمد كه چه
كسي به آنها
صحبت و كرم
كرده كه از
بيان تشكر
علن هم معاف
باشد.
يك
داستان
آموزنده
يكي
از
نويسندگان
در شرح حال
خود مي نويسد
كه روزي از
كنار چمني
عبور مي
كردم.
فقير ژنده
پوشي را ديدم
كه از سر و
لباس
استيصال و
بيچارگيش
نمايان و
قيافة
پژمرده و
نحيف و رنگ
پريده اش
نشان مي داد
كه مدتها است
غذاي سير
نخورده و
محروميت
بسيار كشيده
است. او خفته
بود و سنگي به
زير سر نهاده.
خيلي دلم مي
خواست
كمكي به او
كنم.
ابتدا
خواستم
بيدارش كنم
ولي بارقة
انسانيت بر
سرم نهيب زد
كه اگر كمك
پنهان كني
بسي بهتر است.
پولي كه كفاف
چندين روز
خرج او را مي
كرد
برداشتم و
آهسته در جيب
شلوار او كه
همچنان
دهانه اش باز
مانده بود
گذاردم و با
قدمهاي خيلي
نرم از آنجا
دور شدم.
حفظ
عزت نفس
ديگران
آن
وقت با
خود فكر كردم
كه اين
بيچاره وقتي
با نوميدي از
خواب بر مي
خيزد و نمي
داند كه
براي ادامة
زندگي خود چه
كند بر حسب
اتفاق دست بر
جيب خود
خواهد كرد و
ناگاه خش خش
كاغذي را در
نوك انگشتان
خود حس مي كند.
كنجكاويش
تحريك مي شود
آن را
بيرون مي
آورد و
يكباره با يك
اسكناس كه
كفاف زندگي
چندين شبانه
روزش را مي
دهد
مواجه مي شود.
در آن حال چه
فكر مي كند و
درچه انديشه
هائي فرو مي
رود كاري
ندارم همين
اندازه مي
دانم كه
يك شعف
زائدالوصف
به او دست مي
دهد، هم
خوشحالي
سراپاي
وجودش را مي
گيرد و آنگاه
كه مدتي با
فكر خوش، به
آينده اي كه
با آن پول
خواهد
گذراند
سرگرم شد، آنگاه
به فكر كسي
كه چنين
عمل خيري در
بارة او كرده
مي افتد.
بالاتر
از پول
او
كسي را نمي
بيند كه از او
تشكر كند و
احتياجي نمي
بيند كه
شخصيت و عزت
نفس خود را
براي بيان
امتنان و
قدرداني
كوچك سازد.
خير احتياج
به لفظ تشكر و
بيان شكر
ندارد اما دل
او مالامال
از امتنان
است و قلبش
مقرون با يك
دنيا شكر مي
طپد. شكر
نسبت به كي؟
نسبت به يك
انسان، نسبت
به يك
نيكوكار
ناشناس،
نسبت به يك
برادر
ناشناخته
بشري كه دست
كمك دهنده اش
را به سوي
برادر
محتاجي دراز
كرد.
اثر
موج عظيم
تشكر
حال
مي گويم اين
موج عظيم
تشكر كه در
درياي وجود
اين شخص به
وجود آمده و
اين خوشحالي
بسيار كه
سياله هاي آن
سراسر كالبد
يك بشر را
احاطه كرده
است بي اثر
نيست. چون
عالم وحدت
است و همه به
هم اتصال
دارند اين
سياله ها از
وجود اين شخص
تجاوز مي
كنند و چون
هيچ چيزي در
عالم بي حساب
نيست در هر
كجاي جهان با
هر فاصله و
مانعي كه
باشد وجود
نيكوكار
مسبب تشكيل
اين حالت را
پيدا خواهد
كرد و او را
غرق در موج
خود خواهد
ساخت و
خشنودي
خداوند به
همراه اين
سياله است.
موج
قدرداني
به
همين لحاظ
است كه در
وجود شخص
نيكوكاري كه
ناشناس عمل
خير انجام
داد، آن
چنان شعف
و نشاط
ملكوتي در
ضمير باطن
خواهي يافت
كه نظير آن
را در هيچ
جاي ديگر و
هيچ حال ديگر
نمي
توان جست.
اگر چنين
حالت سرور و
رضايت باطن و
تسكين قلب و
نشاط روحي در
بين نبود كسي
حاضر به
انجام اعمال
خير نمي شد.
اگر نيكو
كاريهاي
نهاني در
جامعه صورت
مي گيرد و ما
آن را
مي شنويم،
اگر فداكاري
از اشخاص در
راه انجام
عمل خير صورت
مي گيرد
كه از ماية
آسايش و لذت
خود مي برند و
ناشناس در
درياي
نيكوكاري
جاري مي
سازند بدون
اينكه حتي
منتظر لذت حق
شناسي و
تقدير
باشند، همه بخاطر
آن مسرت و
رضايت باطني
است كه در
ضمير باطن
اشخاص پديد
مي آيد.
آنها
كه لذت
نچشيده اند
اما
آنهائي
كه اين
لذت را
نچشيده و در
بارة آن
بررسي نكرده
و به آن نزديك
نشده اند نمي
توانند
مزة آن را
بدانند. مثلي
عاميانه مي
گويد: «حلواي
طنطناني تا
نخوري نداني»
اعمال خير
خالص نيز
همين حال را
دارد و تا كسي
مزة آن
را نچشد
به شيريني آن
پي نمي
برد.
بيان
و سخن ما هم به
خاطر همين
است كه اشخاص
را تشويق به
قبول
اينگونه
اعمال
ملكوتي سازد
تا خير و خوبي
در جامعه
تعميم يابد و
يك اجتماع
ايده آلي در
جهان به وجود
آيد.
اعتدال
در همه چيز
همان
طور كه در
بالا بيان
گرديد در
سخاوت نيز
مانند ساير
صفات بايستي
جنبة اعتدال
رعايت گردد.
همه اديان
دربارة
سخاوت كم و
بيش سخن گفته
و آن
را توصيه
كرده اند و هر
يك به نحوي آن
را ستوده
اند اما وقتي
دستورات همة
آنها را روي
هم جمع
كنيم و معدل
همه را
بگيريم يك
اعتدال
پاكيزة
درخشنده از
آن بيرون مي
آيد كه دستور
براي بشريت
است و اين هم
يكي از فوايد
بزرگ اتحاد و
اتصال اديان
مي باشد.
يك
دستور عملي
قبل
از خاتمه
دادن به اين
بحث مي گويم:
اي دوست
عزيز، هرگاه
سخاوت را
پيشة خود
ساخته و
خواستيد آن
را عملي
سازيد
بهترين راه
اين
است كه
براي يك شخص
درماندة
محتاج
سرمايه اي به
عنوان قرض
تهيه كنيد و
مطابق با
استاندارد و
توانائي و
ذوق و قدرت
عمل او دكاني
برايش باز
كنيد يا كسب
كوچكي تهيه
نماييد و او
را به كسب و
كوشش و سعي و
عمل وادار
سازيد. اين
گونه
سخاوت بهتر
است بلكه
بهترين
انواع
سخاوتها است
زيرا باعث
نجات اشخاص
خواهد شد.
فوايد
اين عمل
از
فوائد مهم آن
اين
است كه
اثرش مداوم
است نه موقت
زيرا كمك
پولي در اندك
مدتي تمام مي
شود اما
كسب ادامه
دارد. ديگر
اين
كه شخصي
را از تنبلي
مي رهاند
و به سعي و عمل
وادار مي
سازد. ديگر
آنكه شرافت و
عزت نفس را در
وي پرورش مي
دهد. به غير
اينها اگر
سرنوشت شخص
در اين عمل
باشد راه
ترقي را براي
او باز مي كند
و وسيله
فراهم مي شود
كه شخص به
سرنوشت خود
نائل آيد. اين
است
بهترين راه
انجام سخاوت
كه راد مردان
و خدا دوستان
پيش مي گيرند.
خداوند يار و
يارو و
پشتيبان شما
باشد و هميشه
در امور خير
از مدد و لطف
يزداني بهره
مند باشيد.
خلاصة
مطالب بالا
در يك رباعي
اگر
خواهي كه
انساني منظم
در جهان باشي
شكوفان
خلايق در
زمين و هم
زمان باشي
محب
خالق و محبوب
قلب اين بشر
گردي سخاوت
بايدت به
اعتدال و در
نهان باشي
|