بااجازه
مافوقترين
نيروي قدرت و
عظمت
يك محيط
سعادت
درخشنده
وحدت نوين
جهاني
رهنمون حشمت
الله
دولتشاهي
كتاب گلهاي
راهنمايي
جلد دوم
حقايقي در
پيرامون
ديانت
عده
اي در فضاي
كثيف خرافات
وتعصب و لجاج
باقي مانده
اند. از
مرزهاي كهنه
پرستي نمي
توانند يك
قدم فرا نهند.
خود را
محصـور كرده
دنياي روشن
را تاريك و
حيـات فكر
خود و
سايـرين را
در تنگناي
تعصب خشك
گرفتار و
زنجير دوران
جاهليت را به
پاي مردمان
بي گناه بسته
اند.
اين
طرز فكر
اشخاص بي
مطالعه بليه
و مصيبت
بزرگي است كه
علماء اعلام
و دانشمندان
معظم از وجود
آنها بيزار
بوده و در
عالم اخلاق
محلي ندارند.
اي كاش
گمراهان در
امور خودبه
راه كج و غلط
نروند و در
صراط مستقيم
باشند. پاي
از گليـم خود
دراز نكرده و
بدانند كه
گفته هاي
آنهـا باعث
تفرقه و تشتت
فـرق
مسلميـن
ومذاهـب و
سايـر اديان
وانقلاب و
تشديـد
مخالفـت
بوده و
بسيـاري
مباحث علمي
را ضايع
نموده و
درهاي دانـش
و فهم را به
روي خود و
سايرين
مسـدود و
قلوب را از
تابش انوار
معرفت محروم
مي سازند. انواري
كه ركني بزرگ
از تمدن و
تصفيه اخلاق
و تطهير روحي
عالم وحدت
است.
هر
گاه كسي در
صدد باشد جلو
اشعه درخشان
تابناك
يزداني را سد
و خاموش
بدارد لكه
ننگي در
تاريخ بشريت
بر دامن خود
بجاي خواهد
گذارد. تعصب
كوركورانه و
غيـره
منصفانه بر
خلاف وجدان و
ضميـر باطن
وحق و عدالت
است. پاداش و
اجر آنها با
خداي بزرگ.
خداي
را به حقيقت
قرآن مجيد و
كتب آسماني
سوگند مي دهم
كه انصاف در
قضاوت به همه
عنايت
فرمايد تا در
سايه آن فكرها
باز، عقلها
صائب و روشن
بين شوند تا
در سـايه خود
اين اختلاف
كمر شكن فرق
و اديان
برطرف شده
وحـدت اديان
جامه عمل
پوشيده و
عالـم بشريت
از مزاياي
اتحاد و
هماهنگي و
يگانگي، مهر
محبت و صفا
كه رضاي
خداوند قادر
متعال و
آرزوي هر بشر
با فكر متدين
با ايماني
است بر آورده
شود.
بدون
ترديد كسي كه
بخواهد
راستي چيزي
را بفهمد و
در صدد بدست
آوردن حقيقت
باشد با عقل
سليم و فكري
خالي از تعصب
به كنجكاوي و
بررسي مطالب
بپردازد به
همان اندازه
كه برايش
ممكن ومقدور
است از ساير
مذاهب
استفاده
دانشـي و
اخلاقي و
روحـي ببرد
مي تواند از
روش علوم
وحـدت اديان
بهره مند
گردد و اگر
منصفانه
بخواهد
وجـدان خود
را حكم قرار
دهد بي شك و
فوري تصديق
خواهد كرد كه
وحدت اديان
براي جامعه
بشريت و مردم
كره زمين
مفيد و واجب
و براي
يگانگي،
صلح، صفا،
مهر و مودت
لزوم فوري
دارد.
تن
وجان به حكم
ايزدچو به
قدر نور
امكان
كه
قدم گـذارم
اينك به
جهان براي
اذهان
همه
لامع از
بيانم ـ همه مشتعل
مكانيم
بسكينه(آرامش،وقار)گويمت
اين
بسلاسل
اي
فهيمان
در
مدت سه هزار
و اندي سال
كه از تاريخ
و روايات و
حكايات
اديان مي
گذرد اين طور
استنباط مي
شود كه
بزرگان هر
قوم و دين
مطالبي عليه
يكديـگر
انتشار داده
اند كه منجر
به شكاف
عميـق و
وسيعي بين
پيروان
اديان شده
است و از اين
راه خسارات
جبران
ناپذيري به
عالم بشريت و
انسانيت
وارد آمده
است و برخي
از
گردانندگان
غافـل اديان
خرافات و
توهمـات و
عقايـد
ناروا و
ناحـق وارد
روحيات و
اخلاق آدميت
نموده اند.
بالنتيجه
تفرقه و نفاق
بين اديان
ظاهر و
نگذاشته علم
و فكر و عقل
مورد
استفاده
قرار گيرد.
از وفاق و
محبت و مهر
ورزي
استفاده
ننموده امند
تا مانع از
جدايي و
پراكندگي و
تفرقه بشر
شوند. اگر
پيشينيان
دست از تعصب
خشك و خرافات
برمي داشتند
و خوي
خودخواهي و
لجاج وعناد
را كنار مي
گذاشتند و
فكـر حريت
عقل و راي
بشر دوستـي
را حاكـم و
سرمشق قـرار
مي دادند از
منـابع دانش
بشر استفاده
مي نمودند و
با شهامت از
روش تحقيقي و
خداپسند
يگانگي و
وحدت پيروي
مي كردند و
هيچ گاه در
صدد پراكنده
كردن افراد
جمعيت يك (خانه)
به عنوان
اختـلاف
مذاهب برنمي آمدند
و اين همه
كشتار و
بيرحمي و
سبعيت به
همنوع بوجود
نمي آمد.
بي
خبري
پاره اي از
آنها سبب شد
كه خرافات
غير قابل
تحملي در
ميان توده
مردمان
عامـي
پديـدار
گردد بدين
معني كه با
تمرينات و
تبليغات
ناروا و
سهوآميز
اديان
آسمـاني را
دشمن يكديگر
قــرار
دادند حق
مطلق براي هر
دين قائل شده
بودند و هر
دين عمليات
دشمنانه اي
با ساير
اديان
اجــرا
كردند و دست
به اقدامات
بر ضد عالم
بشــريت و
نوع پروري و
انســانيت
زدند و بدون
جهت تعداد
بيشماري از
بندگان الهي
را كشته و از
بين بردند و
بجز خسارت و
فساد نتيجه
مثبتي نداشت.
و نيز خسارت
غير قابل
جبراني به
پيكره خدا
پرستان
همنوع خود
وارد ساختند.
زمينهاي
زراعي را
تبديل به
زمين بايــر
نمودند.
باغــها و
درختان
جنگلها را
سوزاندند،
حيـوانات را
از بين
بردند،
بچــه هاي
معصوم
بيگناه آدمي
هزاران هزار
بدون جهت از
بين رفت. در
كشت وكشتار
بقدري افراط
كردند كه
شايد دو ثلث
مخلوقات
خداي بزرگ را
برانداختند.
هر
دين
انحصاراتي
براي خود
تشكيل داد و
افراد اديان
قوي ضعفاي
پيروان
اديان
ديگــر را
چنــان تحت
فشار قرار مي
دادند كه از
فقر و
گرسنگي،
بيچارگي،
جنگ
خانمانسوز
مذهبي به
حالت حيرت و
سرگرداني و
بيچارگي
دچار مي شدند
و از روي
الجاء و
اجبـار مي
بايستي بر
خلاف عقيده و
اميـــال
خود تبعيت از
اديان ديگر
كنند، در غير
اين صورت
جانشان در
خطر بود.
در
مقابل اين
حركات
وحشيانه،
بزرگان و نيك
انديشان هيچ
دارويي
ندادند و
درماني
نكردند. بدين
طريق نائره
جنگ و كدورت
در ميان
مذاهب
خداپرست
شعله ور مي
گرديد و اين
روش در هر
زمان كه باشد
براي عالم
بشريت بسيار
خطرناك است.
بايد
دانست بدون
شك و ترديد
هر گاه
بخواهندحقيقت
چيزي را
بفهمند و اگر
مشكلـي به
نظرشان رسيد
با فكـــري
خالي از تعصب
بررسي كنند و
منصفـانه
قضاوت
نمايند
خواهنـد
فهميد كه
خـدا پرستان
جهان
خواهران و
برادران
يكديگر
هستند و همه
اديان و
پيشوايان از
طرف خداي
واحــدي
مبعوث شده و
از يك چشمه
آب زلال بهره
ور هستند.
اي
برادر عزيز ـ
همه ميوه يك
شجر و از اين
آب و خاك
هستيم. بايد
پيروان
مذاهب با هم
سازش داشته
با صفا، مهر،
وفاق بدون
جنگ و
خونريزي
همدوش و در
غم و تألم هم
شريك و در
بهبود
زندگاني كمك
ويار و ياور
هم باشند.
اگر
در بعضي لغزش
و اشتباهاتي
سر زده مطالب
وضديت و
اختلاف و
نفاق ودوري
مذاهب را
برخود مشتبه
ساخته
آموزشهايي
ناروا كه به
سود عالم
بشريت نبوده
با تمرينات
خاص به مغز
عوام الناس
فرو برده اند
بايد دانست
گناهي عظيم
مرتكب شده
اند و از اين
راه سودي
براي اجتماع
و عالم
بشــريت
نخواهد بود.
اينك
مي گويم خالق
همه بشــر و
موجودات و
كروات و
كهكشانها،
آنچه با
چشــم ديده
مي شود و
آنچه غير
مرئي و از
بشر پوشيده
است يك خداي
واحد و بي
همتا است و
اين حجتي است
قاطع. اختلاف
مذاهب باعث
پراكندگي و
اضمحلال
خواهد بود.
بهترين كار
آنست كه علما
و
دانشمنــدان،
بزرگان،
اكابر،
اعاظم مذاهب
تجديد نظر و
تبادل فكري
نموده راهي
حسابي و
عقلاني در
پيش پاي
افراد بشـر
نهاده، مورد
اختـلاف را
بررسي و
اتحـاد و
اتفـاقي
برقرار
نمـوده و بيش
از اين در
صــدد
اضمحلال و از
بين بردن
عالم بشريت
نشوند.
در
گذشته چشم و
گوش مردم
بسته تا حدي
عقب مانده و
به خرافات و
اوهام
پايبند
بودند و
غالبا از هم
نفرت داشتند
و اديـان و
پيـروان
مـذاهب
ديگـر را نجس
مي دانستند.
البتــه اين
وضع بسيــار
نامطلوب
بود زيرا هر
گاه مي
خواستند سخن
حق را گوشزد
نمايند
افراد مذاهب
ديگر حق حضور
در مجالس وعظ
آنها را
نداشتند. آيا
فكر نمي كنيد
كه اگر حرف
حق را به
سمـع آنها
نرسانيد
گنــاهي
عظيم است؟
بايد در اين
عصر و زمان
بشر دست به
هم داده
بكوشند
زمينه تفاهم
جهاني و
حســن روابط
اديان
مختلفه را
فراهم سازند
و روح برادري
و خواهري و
وفاق و
يگانگي در
جهان وسعت
گيرد و در
اثر تمـرين و
كوشش و
مجاهدت
خواهري و
برادري و مهر
و محبت ميان
مذاهب حكــم
فرما و
جهانگير
گردد.
بديهي
است بايد
ايمان و
اعتقاد داشت
كه بهترين
راه معقول
آدميت براي
بشر آنست كه
هر كس معلم
خويش باشد و
با تمرينات و
ورزش مغزي و
فكري خود را
حاضر و تعليم
و تربيت صحيح
كند و از
اختلافات و
دشمني و جنگ
نفرت داشته
باشد و همگان
داراي اخلاق
نيكو و كردار
حسنه گردند.
دامن خود را
از لوث دشمني
و آلودگي،
عـداوت،
حســد، كينه
توزي، ظلم،
تكــبر،
خودخواهي،
خودبيني،
حـرص و طمـع،
ريا، حيله و
مكـر، دروغ و
غيبت،
بدگويي،
نفاق،
دورويي،
غضب، بي
همتي، تعصب و
خرافات
تطهير كنند.
ديگر
آن
كه
از راه آموزش
و پرورش
تعليم وحدت و
يگانگي در
بين افراد
بشر به اطفال
داده شود.
بهترين راه
براي اتحاد و
اتفاق و
وحــدت
اديان همـان
آموزگاران و
دبيــران و
استــادان
هستند كه مي
تواننداز
طفوليت با
تمرينات
لازم اطفال
راآمــاده و
اصلاح كنند.
لازم است در
مدارس
ساعــات
بخصوصي براي
تعليم
و تدريس اين
مطالب تعيين
شود تا با
خواست خداي
بزرگ دنيا و
عالم بشريت
از مزاياي
وحدت و آدميت
برخوردار و
كامياب شود.
به
طوري
كه
عديداً گفته
شده از
قــواي
ظاهري و
باطني كه
خــداي بزرگ
در نهاد بشر
به وديعت
نهاده است با
تمرينات و
سعي و كوشش
مي توان به
امور بالا
فائق آمد.
اينك بهترين
تئوري و
داروي نجات
دهنده اصول
مسلم وحدت
خداپرستان
بر روي كره
زمين ارائـه
مي شود. براي
يك نظام
معقول با يك
صلح و صفاي
جهاني باطني
در جامعه
انساني (وحدت
نوين) وضع
شده زيرا اگر
كليه افراد
بشر تابع عقل
و منطق باشند
بدون چون و
چرا هر فرد
اين هدف عالي
را خواهد
پذيرفت چرا
كه وحـدت
براي رسيدن
به يك زندگي
خوب و پربركت
بدون نـزاع و
جـدال است و
اين تئوري
قابل قبول
عده اي در
جهان قرار
گرفته و
طرفداران
زيادي پيدا
نموده و روشن
و واضح شده
است كه اين
طرح قابل
اجرا است و
نتيجه بسيار
مطلوب بدست
خواهد آمد.
بايد
آزادي
فكــري و
عقلي مردم
وسعت يابد از
اسـارت
خرافات رهـا
شوند وهر فرد
ازاستقلال
عقلي بهره ور
شود و آنچـه
به نظرش مي
رسد
آزادانـه
بيان وتحرير
نمايد تا هر
كس به نظرش
خوب و موافق
با خرد بود
بپسندد و به
كار بندد و
اگر با عقل و
خرد توازن
پيدا نكرد
اجتناب كند.
هر
گاه از بيـان
نارواييـهاي
گذشته گرد
ملال بر ضمير
پاك
خواننـده
نشسته است
اينك كـه
دارو و درمان
درد با
درخشندگي
وروشني
آشكار گرديد
انتظار دارد
خورشيد منور
شادماني بر
قلبها طالـع
و اميدي
سرشار و بي
پايان و
مالامال از
منبع فيض
الهي برهمه
دلها بنشيند
و همگان با
يقيني
استـوار
شاهد بر طرف
شدن ابرهاي
تيره و درخشش
روز افزون
خورشيد
نوراني وحدت
باشند. همه
خواهران و
برادران
عزيز را به
يـزدان
مقتدر دانا و
توانا مي
سپارم.
|