تاريخ انتشار

خردادماه1382

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت وعظمت

يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

رهنمون حشمت الله دولتشاهي

كتاب گلهاي راهنمايي جلد دوم

دليل وجود موجودات نامرئي در پيرامون بشر

و تمرين هاي عملي براي فهم و درك آن

موجودات نامرئي

بارها گفته شده موجوداتي بسيار و عناصر و گازهاي بيشمار در پيرامون ما وجود دارد و دور تا دور همة افراد بشر را گرفته ولي انسان با چشم عادي نمي تواند آنها را ببيند. براي اثبات وجود آنها به اين حقيقت توجه كنيد كه شب هنگام چون ديده به صفحه نيلگون آسمان مي افكنيد آنرا انباشته از هزاران هزار ستاره درشت و سحابي و كهكشان مي بينيد كه با كمال درخشندگي در حال جلوه و نور پاشي هستند.

چرا در روز ستارگان را نمي بينيم ؟

علت اين كه شب ستاره ها به آساني ديده مي شوند آن است كه چشم انسان به علت محجوب بودن نور قوي خورشيد با آنها تعادل پيدا مي كند و علت نديدن آنها در روز آن است كه چشم با آن تعادل ندارد. اگر توانست در روز هم اين تعادل را حاصل كند بديدن آنها موفق خواهد شد. مگر نه اين است كه اين ستارگان هميشه در آسمان وجود دارند؟ پس چه شده كه در روز نمي توانيم آنها را بنگريم؟ علت آن روشن است. مي گويند نور قويتري كه همان نور خورشيد است وجود دارد كه مانع از ديد آنها مي گردد. چنان كه شاعر فرمود:

اختراني كه به شب در نظر ما آيند                             پيش خورشيد محال است كه پيدا آيند

البته محال نيست چناكه گفته خواهد شد. اين ستارگان در محل خود وجود دارند ولي ما آنها را در روز نمي توانيم ببينيم و اگر بنا باشد همواره روز روشن باشد و در نور خورشيد غرق باشيم بدون چشم مسلح هيچ كس قادر بديدن آنها نخواهند بود.

موجودات نامرئي

در اطراف بشر يعني در همين هوائي كه بدون رنگ و رقيق به نظر مي رسد موجودات بيشماري وجود دارد كه بشر با وضع عادي از ديدن آنها محروم است. چون اشخاص آنها را نمي بينند ممكن است منكر وجودشان شوند. اين است كه براي فهم مطلب مثالهائي در اين مقال بيان گرديده است. موجودات نامرئي كه پيرامون بشر را فرا گرفته و فضاي اطراف او را پر ساخته حال همان ستارگان را دارند. آنها هستند، وجود دارند و جلو چشم همگي در حال تجلي مي باشند اما نورها و رنگ ها و جلوه هاي ديگري هست كه ديد بشر را مسدود مي كند و او را خيره مي سازد و قادر به روئيت آن نورالانوار و نورها و عناصر و موجودات نيست.

پاره كردن پرده ها

هر گاه بشر وسائلي يافت كه پرده ها را پاره كرد و حجاب ها را دريد خواهد ديد چه تلالؤ و عظمتي در همين عالم ساده كه در جلو او گسترده است وجود دارد كه در حال عادي قادر به ديدن و يافتن آنها نيست.

ايجاد وسايل

اما اگر بشر توانست وسائلي برانگيزد، در همين زندگي هم مي تواند به اين كار قادر شود و معني واقعي دريدن حجاب همين است. آن افزارها و وسائل يا از تطور و اختراعات و كشف وسائل باشد يا اين كه بشر تمرين روحي كند و خود را چنان قوي نمايد و چشم را آشنا سازد كه به اين امر قادر گردد فرقي نخواهد داشت و مي تواند آنها را ببيند. معني تمرين ها و رفع حجابها همين است كه گفته شد.

ديدن ستارگان در روز

مثلاً هرگاه بشري چشم خود را در روز به آسمان خيره ننمايد و بر تمرين مداومت نكند و بخواهد كه ستارگان را ببيند ستارگان را نخواهد ديد. اما ايمان قاطع دارد كه آنها وجود دارند با اين كه در حال عادي قادر به ديدنشان نيست. اما در اثر مداومت و خواست و جديت ممكن است تك تك آنها را حتي موقع ظهر كه خورشيد در منتهاي قدرت است بنگرد و روز به روز بر ديد او اضافه شود. وقتي توانست به اين كار توفيق يابد ايماني كه داشت به شهود مي رسد و آنچه را يقين داشت بالعيان مي نگرد. البته در اثر تمرين اكثريت به اين كار توفيق حاصل مي كنند و اگر هم اشخاصي پيدا شوند كه در اثر ضعف طبيعي نيروي ديد موفق نشوند ايمانشان به وجود ستارگان در روز قطعي است هر چند كه آنها نتوانستند آن را ببينند.

تمرين ديدن ستارگان

براي تمرين ديد ستارگان در روز مي توان همه روزه به نقطه معيني از آسمان كه بهتر است در ابتدا دور از قرص خورشيد باشد چشم بدوزند. در اثر مداومت در اين كار كم كم چشم تناسب و تعادل با آن پيدا مي كند و پس از مدتي موفق به ديدن ستارگان خواهد شد. البته به طور كمرنگ نه مثل ستارگان شب. بايد گفت شرط اين است كه در اين كار طاقت و مداومت و پيگيري و حوصله به كار رود و الا با يك روز و دو روز نتيجه حاصل نمي گردد. در ابتداي تمرين ستارگان متناوباً روشن و خاموش و پيدا و ناپيدا مي شوند و اين كار به علت پرت شدن حواس تمرين كننده است. هم اكنون نيز اشخاصي هستند كه در روز ستارگان را مي بينند و چون قواي آنها به طور طبيعي زياد است اين كار برايشان مشكل نيست. آنقدر نگاه و تمرين كرده اند كه توانسته اند به اين كار موفق شوند. پس وجود ستارگان در روز قابل رد كردن نيست. موجودات و گازهاي نامرئي فضائي هم وجود دارد ولي به همين دليل است كه همه نمي توانند آن را ببينند و راه ديدن آنها تمرين و مداومت است.

اشعة اطراف چراغ

اگر شما به يك لامپ چراغ برق در حال روشني خيره شويد در ابتدا چيزي غير عادي در اطراف آن نخواهيد ديد. اما اگر پلك ها را رفته رفته تنگ و تنگتر و كوچكتر سازيد كم كم در اطراف همان چراغ شعاع ها و دايره ها و خطوطي از نور و طيف ها و چيزهاي ديگر بنظرتان خواهد رسيد. اينها چه بود؟ چطور شد كه در حال عادي نبودند و اكنون ظاهر شدند؟ آيا چشم شما معيوب گرديد يا نور چراغ خراب شد و يا وضع اطاق دگرگوني پذيرفت كه اينها را كه نمي ديديد اكنون مي بينيد؟ علت آن فقط اين است كه با تنگ كردن چشم مانعي در مقابل نور قوي كه پيرامون چراغ را گرفته بود پديد آوريد و چشم را متناسب با آن نور كرديد و چون مانع مرتفع شد توانستيد چيزهاي ديگري در فضا ببينيد. اين تجربه اي خيلي ساده و بدوي و بدون تمرين بود كه بيان گرديد. حال فكر كنيد اگر انسان تمرين كند و بر تمرين مداومت نمايد و بخواهد در اين راه جد و جهد روا دارد و دنبال كند چه حقايقي بر او روشن خواهد گرديد.

تغيير در نحوه تمرين

همين تمرين را مي توان به صورتهاي مختلف انجام داد. مثلاً نور در بالا، در پايين، نور قوي و نور ضعيف به صورتهاي گوناگون نگريست تا جلوه هاي مختلف در فضا به چشم انسان برسد. مي توان در همان حالي كه چشم خيره به نور شده و شعاعهايي در فضا مي بيند به وسيلة عينك يا دوربين به آنجا نظر كرد. ديگر آن شعاعها محو مي گردد زيرا در اثر ذره بين باز نور قوي مي شود. وقتي با ذره بين و چشم باز به چراغ بنگريد قدرت زيادتري از آن مي بينيد اما اگر چشم را كوچك كنيد در اطراف آن ذراتي ديده مي شود. اينها نشان آن است كه چيزي هست والا از كجا آمدند. مسئله شهود و ظاهر است و به خوبي ديده مي شود. چرا با كوچك كردن چشم ديده شد و وقتي ذره بين به چراغ انداختيد و نور قويتر شد از بين رفت؟ زيرا به علت ازدياد نور تناسب بهم خورد. وقتي دوباره تناسب دهيد باز آن را خواهيد ديد. چه دليلي است كه با تنگ كردن چشم شعاعهائي ديديد در حالي كه با باز بودن چشم آنها را نديديد؟

طيفهاي رنگين نور

طيفهاي رنگين را مي توان با وسائل و تمريناتي در اطراف نور مشاهده كرد. اينها را همه در اثر حجابي كه مصنوعاً در مقابل نور قوي به وجود آورديم ديديم. اگر انسان تمرين كند با چشم باز هم مي تواند در اطراف يك لامپ قوي برق يا در اطراف خورشيد شعاعها و جلوه هائي گوناگون از انوار و اشعه و رنگ بنگرد.

مربوطه به مژه چشم نيست

ديدن اين شعاعهاي چراغ كه در اثر تنگ كردن چشم به نظر مي رسد مربوط به مژه انسان نيست. دليل اين است كه اگر از نزديك به چراغ خيره شويم مجبوريم چشم را تنگ كنيم تا اشعه را ببينيم اما اگر مثلاً ده متر يا بيست متر از نور چراغ دور شويم ديگر احتياج به تنگ كردن چشم ندارد و با چشم باز كه مژه جلو آن را نگرفته همان شعاعها را مي بينيم. براي امتحان به چراغ برقهاي دور دست خيابان نگاه كنيد. براي ديدن شعاع در اطراف چراغي كه نزديك شما است ناچاريد چشم را نيمه بسته سازيد اما چراغهاي دوردست همان خيابان را با چشم باز به همان صورت مي بينيد. پس بايستي چشم خود را مثل ديافراگم عكاسي با فاصله متناسب سازيم.

 

نقل از مجله اطلاعات هفتگي

 شماره 1506 جمعه 1 آبان 1349 صفحه 29

پرتوهاي نديدني

چشم انسان نورهائي را مي تواند ببيند كه طول موجهاي آنها تنها ميان سانتيمتر يا «آنگستروم» وسانتيمتر ياآنگستروم تغيير كنند. پاره اي از مردم كه قدرت بينائي شگرف دارند مي توانند نورهائي را ببينند كه به طول موجهايشان اندكي بيش از اين است. پاره اي نيز در آن سوي مرزهاي نورهاي ديدني، پرتوهائي را ديده اند كه طول موج هائي جز آنچه ياد شد دارند و مانند پرتوهاي نور در فضا در گردشند. دانشمندان بسياري به فكر وجود اين پرتوها افتاده اند. ليكن نخستين بار ويليام هرشل اخترشناس بزرگ انگليسي در دهة اول قرن نوزدهم وجود آنها را به اثبات رساند

خيره شدن به پنجره

يك تمرين ديگر: هر گاه در روشنائي چشم خود را به يك پنجره خيره كنيد و سپس چشم را ببنديد همان پنجره را به طور معكوس خواهيد ديد. پنجره در مقابل ديد شما تغيير كرد و باز هم تغييراتي مي كند زيرا اشياء ديگري هم در اطراف آن هست. چون تمرين خود را روي اين قسمت متمركز كرديد روشنائي باطني شما تجلي كرد و همان پنجره را به طور معكوس به نظر شما رسانيد. پس از مدتي آن پنجره مي رود و شيئي ديگر در نظر مي آيد. اينها از كجا آمد؟ از هر راهي تمرين كنيد مطلب مسلم مي شود.

دليل روشن ديگر

دليل روشن ديگر بر اين مطلب ذكر مي كنم. در اين اطاق كه شما قرار داريد انواع اشياء روي ميز يا روي زمين گذارده شده است. كسي كه چشم خود را ببندد نميتواند آن اشياء را ببيند و يا كسي كه امي است ادعا مي كند كه چيزي روي ميز يا روي زمين نيست. اما كسي كه مي بيند جواب مي دهد: همه چيز هست اما تو نمي بيني. آن كور مادرزاد اگر با دست لمس كند به وجود حتمي اشياء پي مي برد. اين لمس همان حسي است كه ما مي گوئيم نسبت به اشياء نامرئي در ابتدا پيدا مي شود يعني مغز را وادار به قبول وجود آن اشياء مي كند. عمل ديدن هم همين كار را انجام مي دهد.

اقرار مي كند

شخص امي پس از اين كه كورمال دست خود را به كتاب زد و اطراف آن را لمس كرد مي گويد: فهميدم. وجود كتاب را متوجه شدم و دانستم كه كتاب هست اما شخص بينا مي گويد: تنها كتاب نيست انواع و اقسام چيزها است كه تو متوجه نيستي.

روشن بين چه مي گويد؟

حال اگر بشر توانست وسائلي اختراع كند و به آن كور تمريناتي بدهد خواهد ديد كه آن چيز كه منكرش بود براي او روشن مي شود. فرق شخص روشن بين و شخص عادي مثل فرق بينا و كور است. شخص روشن بين مي گويد توجه كن ببين ولي شخص عادي مثل آن كور مادرزاد مي گويد: نيست و در اين سخن خود اصرار مي ورزد اما در اثر نصحيت و تمرين و مداومت كم كم چشم باطن او باز مي شود و حقايق را خواهد ديد و پي به اشتباه اوليه خود مي برد.

تمرين با چشم باز

كساني كه اين گونه تمرينات را انجام مي دهند اين طور نيست كه چشم را ببندند تا در نظر آنها چيزي به صورت خيال مجسم گردد بلكه با چشم باز آنها مي بينند. پس از اين كه در تمرين موفق و قوي شدند در حالي كه در اطاق خود نشسته اند شهر ديگر، كشور ديگر و حتي قارة ديگر را مي توانند ببينند. البته چشم باز است ولي در اينجا ديگر چشم كار نمي كند بلكه مثل حالت گيجي و دوران سر، حالي به او دست مي دهد و اينها را مي بيند. كسي كه با چشم باز موفق به ديدن اين مناظر شد به طريق اولي با چشم بسته هم خواهد ديد.

نكتة مهم

يك نكتة مهم بايد در اينجا گوشزد گردد و آن اين است كه اين گونه تمرينات براي اين كه مؤثر گردد لازم است مداومت داده شود. كسي كه به چنين كاري مبادرت مي ورزد نبايد توقع داشته باشد كه بعد از يكي دو روز يا يكي دو هفته و حتي يكي دو ماه توفيق يابد بلكه براي رسيدن به نتيجة مطلوب استقامت، عشق، علاقه، پي گيري و مداومت و ايمان به پيروزي لازم است.

دلايل روشن و آشكار

ديدن گازها و موجودات نامرئي هم همين حال را دارد و در عين ايمان قطعي به وجود آنها مي توان تمرينهاي مناسب نمود و به ديدنشان موفق شد. آيا شاهدي و دليلي برتر از اين براي امروز بشر مي توان يافتن؟ كار وحدت مثل كارهاي ديگر بر روي حدس و فرض استوار نيست بلكه بر روي تجربه و يقين بنا شده و راه را براي همه باز مي كند كه هر كسي بتواند حقيقت را با تجربة شخصي بالعيان بنگرد. اينجاست كه مقام تمرين و عظمت آن روشن مي گردد و نشان مي دهد كه هر چه انسان بيشتر تمرين كند بيشتر موفق به ديدن و فهميدن حقايق مي شود تا آنجا كه پرده ها از جلو چشمان او كنار رفته و حقايق را بالعيان خواهد نگريست. پس اگر انسان چشم را با تمرين مسلح كند بديدن اين موجودات و حتي پريسپريها موفق خواهد شد.

حقايقي در بارة رؤيا و خواب

يك راز بزرگ

حال كه سخن بدين جا رسيد به امر و مشيت الهي يك حقيقت بزرگ عالمي را مكشوف مي كنم و آن خواب ديدن است. آيا مي دانيد چرا خواب مي بينيم؟ علت آن است كه در حال خواب، وضع بدن طوري است كه در مقابل نورهاي قوي كه در روز مي تابد حجابي پيدا مي شود و ديگر نورهاي قوي مانع از ديدن موجودات نمي گردد. به اين لحاظ است كه انسان در حال خواب آزادانه حركات پريسپريها را اعم از انسان و حيوان و مناظر مختلف مي بيند و آنها را بطور حقيقي مي نگرد.

خواب چيست ؟

خواب امري مسلم است ولي نمي دانند چه مي شود كه انسان مناظري مي بيند. ترديدي نيست كه خواب همانا ديدن پريسپريها است. در حال بيداري وضع بدن انسان و فعاليت حاد و تند آن تناسبي با ديدن پريسپري ندارد. اين است كه نمي تواند آنها را در حال عادي ببيند. اما هنگام خلسه يا خواب طبيعي يا خواب مصنوعي موفق بديدن آن مي شود.

اين است رؤيا و خواب

اين موضوع مسئله خواب را روشن كر د در حال خواب انسان در اطراف خويش همان ذرات و پريسپريهائي را كه موجود است ولي در حالت بيداري ديده نمي شود، مي بيند اين كليد رؤياها است كه اين همه دانشمندان بر سر آن زحمت كشيده و به حل آن موفق نشده اند.

حال خواب در بيداري

اكنون مي گويم اگر كسي توانست به وسيلة تمرين همان حالت خواب و مخفي شدن نور قوي و ممانعت از نور را در خود پديد آورد همان جلوه هاي پريسپري را كه در خواب مي ديد در حال بيداري به طور منظم تر و بهتر خواهد نگريست. عمل اشخاص روشن بين و آگاه كه حقايق را مي نگرند همين است. در اين حالت چشم باز است ولي نور قوي را مشاهده نمي كند و برخي اشياء و مخلوقات كه در جو وجود دارد ديده مي شود. البته همه را نمي تواند ببيند بلكه مختصري به چشم او مي رسد.

تمرين چگونه است ؟

اگر در حال بيداري تمرين كند در ابتدا هاله هائي و چيزهايي به چشم مي آيد كه انسان به آن عادت مي كند كم كم توجه و عادت بيشتر خواهد شد ، راه كار بدست خواهد آمد كه چشم خود را به چه حالتي در آورد كه بتواند آن اشعه و حالات را ببيند . همين كه در مرتبة اول ديد در نظر او مسلم مي شود و كم كم طريق عمل را مي آموزد و موضوع براي او تجلي خواهد كرد .

حالت خلسه

حالت خلسه اي كه دراويش مي گويند همين است. بعد از تمرين حالت خواب مانندي به انسان دست مي دهد، گوش درست كار نمي كند، تمام فكر و مغز و حافظه به آن نقطه كه انسان خيره شده جلب مي گردد و يك مرتبه حالتي خلسه مانند به انسان دست مي دهد. در تاريكي شب شيئي روشن جلو مي آيد كه متحرك است. به قدري تحرك دارد كه هيچ نمي تواند آن را در نقطه اي ثابت نگاهدارد. اين خيال نيست. موجودي است كه به اين صورت ديده مي شود. هر چقدر تمرين اضافه گردد شخص قوي مي شود و اشيائي مي بيند. فقط بايستي ترس نداشت و نبايد رشته را قطع كرد. بايد از روي ميل و اراده خواست كه چيزهائي ببيند. جسم و بدن و مغز و غيره را به اين كار بايد معتاد كرد.

خلاصة آنچه ديديم

پس ديديم كه در فضاي اطراف ما موجوداتي وجود دارد كه ما نمي بينيم همانطور كه در روز ستاره وجود دارد و چشم ما از ديدن آن عاجز است و همانطور كه در اطراف چراغ اشعة خاصي هست كه در حالات خاص موفق بديدن آن مي شويم. نخست بر ما برأي العين ثابت شد كه روز هم، ستاره را مي توان ديد. تجربة لامپ را هم ديديم و قدرت آن بر ما مسلم كرديد كه با كم و زياد كردن شكاف چشم ذراتي در اطراف نور چراغ ديده مي شود. اين ذرات چيست؟ همه آن را مي بينند ولي متوجه نيستند و حتي در صدد فهم آن بر نمي آيند. آيا خيال است؟ وهم است؟ خير، حقيقتي است كه با خيره شدن به نظر مي رسد.

شرايط انجام تمرين

براي انجام اين كار تمرين لازم است و بايستي تمرين را درست انجام داد تا انسان با تجربة شخصي معتقد به حقيقت شود و بداند همانطور كه پريسپري را در خواب مي بيند در روز هنگام بيداري هم مي تواند آن را بنگرد. شرايط تمرين همانا دقت و مداومت است و الا داشتن عينك يا بدون آن تغييرات جزئي است كه به آن معتاد مي شوند. با يك ذره بين قوي انسان طاقت نگاه كردن به لامپ ندارد چون نور را تقويت مي نمايد. اما با همان حال وقتي حدقه را كم و زياد كرديد مي توانيد ببينيد.

ترقي در اين راه

اينها همه فرع تمرين است هر چه نور را قويتر كنيد كمتر موفق به ديدن جزئيات مي شويد: وقتي در اطراف لامپ آن اشعه را ديديد مي توانيد از خود سؤال كنيد كه اين چيست و از كجا آمده است؟ چيزي است كه وجود دارد و شما آن را ديده ايد و مي بينيد. ممكن است روزي بشر توفيق يابد وسايلي گرانبها پيدا كند كه اين موجودات را ببيند اما اين تمرين كه گفته شد در دسترس همه است و به طور مجاني حقايق را در اختيار انسان مي گذارد.

به چشم صدمه نمي زند

اين گونه تمرينات صدمه به چشم نمي زند. اگر انسان با چشم باز به يك منبع نور قوي نگاه كند چشم ناراحت مي شود زيرا تناسب با آن ندارد. اما اگر چشم را تنگ كرد و به آن نگريست كم كم متناسب با آن مي شود و ضرري نخواهد داشت. خود مردمك چشم هم اين عمل انطباق را تا حدودي كه عادتاً لازم است انجام مي دهد ديافراگم عكاسي هم روي اين اصل ساخته شده است. تمرين در اين قسمت راه را بر انسان مي گشايد و بهترين رهنما است كه چشم را به چه صورت در آورد تا بهتر موفق شود.