تاريخ انتشار

شهريورماه1381

 

با اجازة مافوقترين نيروي قدرت و عظمت

يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

استاد مسعود رياضي
اثر حجابهاي هشتگانه در رابطة انسان
 با مردم و با خداوند متعال

انسان بوسيلة‌ حواس خود با دنياي درون و بيرون از وجود خودش ارتباط مي گيرد. مجموعة حواس انسان نيرويي است لطيف به نام جان يا پريسپري كه نه تنها مانند الكتريسته در سازمان عصبي انسان جريان دارد بلكه همه ذرات و سلولهاي بدن انسان را از داخل و خارج پر كرده و در بر گرفته است. پريسپري يا روان بشر مانند جو زمين اطراف بدن را به صورت هاله اي فرا گرفته. اين هاله مرتبا در نوسان و ارتعاش است گاهي وسعت مي گيرد و به نقاط خيلي دور از زمين شعله مي كشد و گاهي فقط به صورت هاله اي اطراف بدن را در بر دارد.

كسالتهاي رواني هشتگانه، موجب تشتت حركات و نوسانهاي پريسپري يا حواس آدمي مي شود هرگاه انسان بخواهد موضوعي را درك كند يا پديده اي را احساس نمايد بايد پريسپري خود را روي آن موضوع متمركز كند، در غير اين صورت نمي تواند واقعيات را احساس و حقايق را ادارك نمايد. در آموزش و پرورش و روانشناسي، اصل دقت، عامل مهم يادگيري است و دقت همان توجه و تمركز قواي دماغي روي موضوعي است كه بايد فهميده و يا شناخته شود.

بيماريهاي رواني هشتگانه كه نتيجه عدم تعادل حركات سه گانه وجودي است و هر كدام از اين بيماريها دليل بر خويشتن پرستي صاحبش مي باشد، مانع درك حقيقت مي شوند، از اين جهت به آنها حجابهاي عقلي گفته ايم و قرآن مجيد به عنوان غشاوه يعني پرده سياه و ضخيم و كثيف از اين صفات خود خواهانه ياد كرده است.

هشت صفت شد به سر عقل و دين         سخت   حجابي كه  نيابي يقين

عجب و دگر بخل و حسادت غرور         كبرو ريا، سؤظن و جنگ و كين

هر يك از اين كسالتهاي رواني يا حجابهاي عقلاني پرده اي است كه جلوي ديدگان جان انسان را مي گيرد بعضي نازكتر و بعضي ضخيمترند. كينه از همه خطرناكتر است زيرا هر يك از اين بيماريهاي رواني هشتگانه اگر در موقع بروز و ظهور سركوفت بخورد نتيجة آن عقده اي است بنام كينه.

مثلا اگر كسي لقمه ناني از سفره شخص بخيل بر دارد كينه اش در دل صاحب سفره جاي مي گيرد و او تا عمر دارد هيچ گاه اين صدمه را كه از ناحيه شخص مهمان به او وارد شده و مثلا لقمه ناني از سفره اش كم گرديده فراموش نخواهد كرد.

شخص حسود كينه بسياري از بندگان خدا را در دل خود مي پروراند و هر كسي در نظرش جلوه كند و حسادت او را برانگيزاند، دشمن خود مي پندارد و همواره نسبت به او احساس كينه و خصومت مي كند و در فكر انتقام است تا عقده خود را بريزد و آرامش بيابد. پس اين بيماريهاي رواني هيچ گاه نمي گذارند شخص خوبيها و زيبائيهاي ديگران را درك كند.

بيمار همواره پريشان و افسرده و عصباني است و به قول عوام با سايه خود در جنگ است. اين بيماريها روابط انساني و اجتماعي بيمار را با نزديكان و افراد جامعه مختل و قطع مي كند و كم كم بيمار را به انزوا از مردم سوق مي دهد، زيرا بيمار از تماس با مردم و بودن در جامعه رنج مي برد و خود را در بين گروهي دشمن خونين مي بيند پس بهتر آن است كه از مردم دوري گزيند و با درد جانكاه خود بسازد.

مردم نيز از او متنفر مي شوند زيرا غير از روانكاوان و روانشناسان و روشنفكران آگاه كسي باور نمي كند كه شخص حسود مريض رواني است يا آدم متكبر به بيماري سختي مبتلاست و اگر كاري از او سر مي زند كه موجب ناراحتي اطرافيان مي شود گناهي ندارد.  

بيماري سؤظن براي صاحبش بسيار رنج آور است زيرا او ديگر با تمام مردم در ستيز است اين حجاب سياه و كثيف همة نيكي هاي جهان را به نظر انسان بد و زشت و ناموزون جلوه مي دهد. بيمار روي بدگماني هر حركتي را در جهان به زيان خود و روي دشمني ديگران تلقي مي كند، با اين وصف چطور مي تواند واقعيات را درك و حقايق را احساس نمايد او در ارتباط با جان عالم و پروردگار داناي مهربان نيز سخت دچار حرمان مي شود.

 براي ارتباط با غيب و احساس نيروهاي مافوق و نورهاي آرامش بخش و سعادت آفرين عالم خاطري آسوده لازم است و تمركز قواي روحي. بيماري رواني كه افكارش متشتت، حالش دگرگون و دائماً خشمگين است نمي تواند قواي روحي خود را متمركز كند.

در اينجا بخوبي روشن مي شود هرگاه كسي به اين كسالتها مبتلا شود و نتواند تطهير روحي و اخلاقي كند از توجه و عبادت و تمرينات روحي محروم خواهد بود و نمي تواند لذت عبادت را درك كند. تمرينات روحي لذتبخش و عشق‌ آفرين است و آدم خود خواه، از عشق ورزيدن و ارتباط لطيف و رقيق روحي همواره محروم است. او چون خود را دوست مي دارد و حركت وضعي او سريع و افراطي است نمي تواند ديگران را دوست بدارد و حركت تكاملي و يزدان پرستي داشته باشد.

در مكتب روحي و تطهير اخلاقي روي اين هشت صفت كه حجابهاي سياه و ظلماني است تاكيد زياد مي شود و مقصود از تطهير روحي و اخلاقي زدودن غبار خودخواهي از آئينه درخشان جان است. اين هشت صفت يا بيماري بايد به مدد پرتوبخش و با تمرينات و تلقينات لازم از فرد دور شوند و به تداوي روحي قيام كند تا شاهد سعادت و نيك اختري چهره گشا شود و پرتوجو عاشقانه به سوي معبود لايتناهي پر بكشد، لذت عشق و پرستش را با ذائقه جان بچشد و در ارتباط با آدميان با اخلاق نيكو، وحدت و همدلي را جلوه گر سازد.

با پخش اين افكار و تعليمات عاليه، دسته دسته بيماران در پرتوگاههاي مكتب روحي وحدت نوين جهاني به تعادل قواي رواني و درك صلح و سلامت و سعادت كامياب مي شوند. وحدتيان، روانپزشكان و روانكاوان در جامعه ‌بيمار جهاني خواهند بود كه براي برقراري همگامي و صلح ملتها پيشاهنگ و وفادارند و در پي استقرار و ابقاي رژيم عالي انساني حكومت واحد جهاني و مدينه فاضلة ‌وحدت كه همان محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني خواهد بود.

هرگاه در تمرينات روحي توفيق نيافتيد يا موسم تمرينات فراموش شد و نيز اگر از تمرينات خود بهرة كافي نگرفتيد بدانيد كه اين هشت كسالت خانمانسوز در اطراف روان شما مي گردد وميكروب مهلك خودخواهيها نزديك است كه درجان شما نفوذ كند.

اگر از دوستان و بستگان و ساير مردم احساس دلخوري و دلتنگي گرديد بهوش باشيد كه درخويشتن پرستي تمرين مي كنيد ودلخوري و بدبيني نسبت به مردم نشانة‌ بهم خوردن نظم تطهير اخلاقي است زيرا كساني كه در حق ديگران بدي و ستم مي كنند بيمارند و بايد براي پرستاري و درمان آنها كوشيد نبايد از آنها دلخور و عصباني شد. هيچ گاه نگذاريد قلب پاكتان با غبار كينه و بدبيني آلوده و تيره شود. بلند نظر، پاكدل، روشن روان و شاداب باشيد.

هرگاه احساس خستگي و اندوه نموديد ونتوانستيد علتي براي دلخوري خودبيابيد بدانيد كمبود انرژي پيدا كرده ايد و نظم ويتامين جسم شما بهم خورده است. آن هم علت رواني دارد و مي توان با قدم زدن در فضاي روشن و باز و ديدن دوستان پرنشاط و خوشبين و خوردن ميوه جات و سالاد دوباره نظم جسمي و رواني خود را فوراً‌ برقرار نمائيد. نبايد افسردگي رواني شما را بيازارد و كارتان به انزوا و گوشه گيري بكشد. گرفتن دوش و استحمام براي رفع دلخوريها بسيار مؤثر است. بايد يادآوري كنم كه هرگاه بدن چرك شود و منافذ پوست از چرك و چربي پر شود، انسان احساس غم و اندوه و خستگي خواهد كرد زيرا گازهاي فضائي و انوار و امواج مغناطيسي از بدن چرب و چرك انسان عبور نمي كند. كساني كه تمرينات روحي مي كنند مرتباً بايد بدن خود را تميز نگهدارند بسياري از افراد با نرفتن حمام و چرك نگاه داشتن بدن به غم و اندوه مصنوعي و بي جاي خود كمك مي كنند و روز به روز خستگي و دلخوري آنها بيشتر مي شود.

يكي از عوامل مهم خستگي و دلخوري افراط در امور جنسي است. مصرف قواي جنسي موجب ضعف عشق و خستگي روحي مي گردد و انسان دچار كمبود انرژي خواهد شد طبق دستور مكتب روحي براي جوانان ده روز يكبار و براي افراد سالمند پانزده روز يكبار مقرر شده است تا همواره پر انرژي و شاداب و خوشبين باشند.